موج اف
 
پيوندهای روزانه

 

بر بلندای تمامی تفکرات مثبت‌گرای خویش، محکم بایست و با چشمانی سرشار از کنجکاوی و محبت به دریا نگاه کن، هر آنچه که در خود می‌جویی را در گستره‌ی پرتلاطم دریا خواهی یافت. موسیقی عاشقانه‌ی دریا، چه در آرامش زیبایش و چه در امواج سهمگینِ به ‌ظاهر ویرانگرش. به دریا نگاه کن تا تمامی احساس مثبت‌اندیشی و مثبت‌گرایی را یک‌جا در پهنه‌ی آبی و زیبای آن بیابی. تو چون خوب به آن آبیِ آرام بنگری، خواهی دید غرور را، آرامش را، تفکر را، تلاطم را، اعتماد به ‌نفس را، برتری و رجحان بی‌حد و حصر را و قدرت را “قدرتی که در لابه‌لای امواج دریا نهفته است” همان قدرتی که همواره در تو جریان دارد، همان قدرتی که تو را قادر به انجام هر ناممکن می‌نماید و تو هم‌چنان به دریا نگاه کن، می‌بینی؟!

او هر چه دارد، از خویشتنِ خویش دارد؛ آرامش را، موج پرقدرت را و هر آن‌چه که می‌خواهد داشته باشد، از خود دارد. او آن‌قدر به توان خویش، پای‌بند است که با دستان مهربان و بامحبت خویش، موجی می‌سازد سرکش و جسور اما از جنس خویش، خوب که به دریایِ بی‌کران بنگری، همین دریای به ‌ظاهر آرام، چیزهایی در خود نهفته دارد که بسیاری از آدم‌ها آن را مدت‌هاست در خویشتن خویش یا گم کرده‌اند و یا به فراموشی سپرده‌اند. آری، دریا سینه‌ای پرهمت و دلی مهربان و خالی از کینه دارد. با آن‌که در بطن او، بخش عظیم و پیچیده‌ای از خلقت قادرِ بی‌مثال در جریان است، او، اما آرام و مهربان، پذیرای تمامی خوبی‌های خلقت است، درست مثل برخی آدم‌های به ‌ظاهر آرام که باطنی پرجوش‌ و خروش و سرشار از مهربانی و عاطفه را سخاوتمندانه به همراه دارند و تا در پنهان آنان رخنه نکنی، پی به این راز بزرگ‌شان نخواهی برد، چونان دریا که باید رنجِ غوطه‌ور شدن را در اعماقش بر خویش همواره ساخته تا به زیبایی‌هایش آن هم اندکی، آری فقط اندکی دست‌یابی.

به سخاوتمندی او نگاه کن، به آن دوردست‌ها، به آن‌جا که خورشید “سرچشمه‌ی انرژی الهی” خود را به نیمه‌ی دیگر زندگی رخ‌ می‌نمایاند تا عدالتش در تابیدن رعایت شود. به دریا نگاه کن و به دریا بیندیش تا آنجا که جزئی از دریا شوی. خود را نه در کنار او و نه بر پهنه‌ی نیلگونش که با دریا حس کن، لابه‌لای جریانات مبهم آبی دریا همراه او گاهی سر به اعماق تاریک و در عین حال شگفت‌‌انگیز و زیبایش بسپار و گاه با امواج از دریا جدا شو و به سوی آسمان پرواز کن؛ پروازی که از دریا جدایی‌ناپذیر باشد؛ پایت بر آب‌های دریا و بال‌هایت گسترده در افق زیبا و باز هم جسورانه به دریا نگاه کن.

حالا دیگر باید خودت را جزئی از دریا بدانی، آری اگر خوبِ خوب در خود غوطه‌ور شوی، می‌بینی حالا خود تو هم دریایی، دریایی زیباتر از این دریایی که تا به حال نظاره‌گرش بودی، تو دیگر دریا شده‌ای؛ آبی‌تر، آرام‌تر، تو دریایی شده‌ای؛ آبی آرام، زیبای غرورانگیز، جسور مهربان، قدرتمندی بامعرفت و پرتلاطمی امن؛ تو دیگر دریایی هستی آبی‌تر، سخاوتمندتر، قوی‌تر و زیباتر، هروقت خوب به خوبی‌های اطرافت نگاه کنی، خیلی بهتر از آن‌ها خواهی شد یعنی می‌بینی که تو هم دارای همه‌ی آن خوبی‌هایی هستی که محو تماشای‌شان می‌باشی. باور کن تو حالا از دریا هم دریاتر شده‌ای، دریایی که می‌داند و می‌بیند و می‌فهمد که دریاست. دریایی که می‌داند زیباست، قدرتمند است، مفید است، خلقتش بی‌عیب و نقص و هدفمند است، آمده‌ایم که دریا باشیم با تمامی خوبی‌ها.

قدرتی که دریا دارد، غیرقابل تصور است ولی او به  ساحل آرمیده در کنارش ظلم نمی‌کند، با او یار و همراه است، به زیباترین شکل ممکن، همدیگر را مهربانانه و خالی از هر کینه و عداوتی در آغوش می‌گیرند و تو می‌توانی در دل شب، قدم به ساحل پرعطوفت دریا گذاری و ببینی و بفهمی و بشنوی سرودهای عاشقانه‌ی دریا و ساحل را، آن‌ها در کنار هم ترانه‌ی آرامش و آسایش می‌خوانند. نه دریا فخر به بزرگی و پهناوری و دارندگی‌اش می‌ورزد و نه ساحل به کوچکی‌اش سر خجلت فرود می‌آورد، نه دریا بر ساحل خشم می‌گیرد نه ساحل بر دریا سخت؛ هر موجی که به ساحل می‌آید، حاوی پیام مهربانانه‌ی دریاست “صدها و هزاران هزار سرود و ترانه‌ی مهر، عشق و دوستی” و هر موجی که از ساحل به دریا بازمی‌گردد، حامل بهترین و عاطفی‌ترین پاسخ‌هاست.

دوست خوب من، به دریا نگاه کن و دریا شو چون دریا، آرام، زیبا، قدرتمند، مهربان و سخاوتمند. حالا دیگر به ‌جای نگاه کردن به دریا، خودت دریا باش. همان‌ گونه آرام، به همان اندازه مقتدر و مهربان.

[ دوشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

گل نیلوفر و نماد آن در دنیای باستان شرق نقش بارزی داشته است، از حجاری‌های تخت جمشید تا کنده کاری‌های طاق بستان ارتباط شگفت انگیزی با این گل دیده می‌شود.

نام گل نیلوفر در زبان سانسکریت پادما در زبان چینی لی ین هوا به زبان ژاپنی رنگه و در زبان انگلیسی لوتوس است نیلوفر درشرق باستان همان قدر اهمیت دارد که گل رز در غرب.
درسده هشتم پیش از میلاد تصویر نیلوفر احتمالا از مصر به فینیقیه و از آنجا به سرزمین آشور و ایران انتقال یافت و در این سرزمین‌ها گاهی جانشین درخت مقدس بوده است. الهه‌های فینیقی به عنوان قدرت آفریننده خود گل نیلوفر در دست دارند. این گیاه درمصر باستان و در بسیاری از بخش‌های آسیا مورد پرستش بود.

جنبه تقدس نیلوفر به محیط آبی آن بر می‌گردد. زیرا آب نماد باستانی اقیانوس کهنی بود که کیهان از آن آفریده شده است. نیلوفر که بر روی سطح آب در حرکت بود به مثابه زهدان آن به شمار می‌رفت. از آنجا که گل نیلوفر در سپیده دم باز و در هنگام غروب بسته می‌شود به خورشید شباهت دارد. خورشید خود منبع الهی حیات است و از این رو گل نیلوفر مظهر تجدید حیات شمسی به شمار می‌رفت. پس مظهر همه روشنگری‌ها آفرینش باروری تجدید حیات و بی‌مرگی است.
نیلوفر نماد کمال است. زیرا برگ‌ها گل‌ها و میوه اش دایره ای شکلند. ود ایره خود از این جهت که کامل‌ترین شکل است نماد کمال به شمار می‌آید. نیلوفر یعنی شکفتن معنوی. زیرا ریشه‌هایش در لجن است و با این حال به سمت بالا و آسمان می‌روید از آبهای تیره خارج می‌شود و گل‌هایش زیر نور خورشید و روشنایی آسمان رشد می‌کنند.

نیلوفر کمال زیبایی نیز به شمار می‌رود. ریشه‌های نیلوفر مظهر ماندگاری و ساقه اش نماد بند ناف است که انسان را به اصلش پیوند می‌دهد و گلش پرتو خورشید را تداعی می‌کند. نیلوفر نماد انسان فوق العاده یا تولد الهی است زیرا بدون هیچ ناپاکی از آبهای گل الود خارج می‌شود.

در فرهنگ آشوری فینیقی و در هنر یونانی رومی‌ نیلوفر به معنی تدفین و مجلس ترحیم و نشانگر مرگ و تولد دوباره رستاخیز و زندگی بعدی و نیروهای نوزایی طبیعت است. نیلوفر در اسطوره‌های یونانی و رومی ‌علامت مشخصه افرردیت- ونوس است. در فرهنگ بودایی ظهور بودا به صورت شعله صادره از نیلوفر تصویر می‌شود. گاهی بودا را می‌بینیم که در یک نیلوفر کاملا شکفته به تخت نشسته است. در حقیقت در تعلیمات بودایی نیلوفر تا حد زیادی در قلمرو ماوراالطبیعه وارد می‌شود. در معابد بودایی نقش نیلوفر وجود دارد و نیلوفر جزو هشت علامت فرخندگی در کف پای بودا است. در فرهنگ چینی نماد پاکی حفاظت ظرافت روحانی صلح باروری و تجسم زنانه است و علامت تابستان نیز می‌باشد. چینی‌ها گل نیلوفر را مظهر گذشته حال و آینده می‌دانند. زیرا گیاهی است که در یک غنچه گل می‌دهد و دانه می‌کند. همین طور نماد نجابت است به این دلیل که از آبهای آلوده بیرون می‌آید اما آلودگی را نمی‌پذیرد.

در اسطورهای مصر چهار پسر هوروس روی یک نیلوفر روبروی ازیریس ایستاده اند. گل نیلوفر به عنوان نشانه ایزیس مظهر باروری و پاکی و بکارت است.رع خورشید خدا و آفریننده مصری به صورت کودکی مصور شده که برروی گل آرمیده است یا سر او از گل نیلوفر بیرون می‌آید. نیلوفر نشانه مصر علیا بود. سر ستون‌های معابد مصری رابه گونه ای می‌آراستند که نیلوفر را بر روی آنها به صورت غنچه و گاه گشوده حجاری می‌کردند. در فرهنگ هندی گل نیلوفر، گلی است از خود به وجود آمده و نامیراست و نماد جهان به شمار می‌رود. گاهی کوه مرو به مفهوم محور جهان در مرکز ان تصویر شده است. چاکراها به شکل نیلوفر‌هایی تصویر می‌شوند که با نماد چرخ مرتبطند هنگامی ‌که این مرکز چاکراها بیدار شوند نیلوفرها باز می‌شوند و می‌چرخند. لوتوس نام یکی از حرکات یوگا است. در اسطوره‌های هندی با سه خدای اصلی مواجه می‌شویم که عبارتند از برهما (خدای افریننده) ویشنو (خدای نگهدارنده) و شیوا (خدای نابودکننده). در یک اسطوره متاخر که در ریگ ودا به آن اشاره شده است آمده که چگونه کیهان از نیلوفری زرین که بر روی آبهای کیهانی در حرکت بوده به وجود آمده و از آن برهما متولد شد. هنگامی ‌که مراسم او جای خود را به مراسم ویشنو داد وی رابعدها به صورتی مجسم کردند که بر روی گل نیلوفری که از ناف ویشنو می‌روید نشسته است. یک الهه هندویی به نام پادماپانی وجود دارد که به معنی زنی است که نیلوفر دردست دارد. لاکشمی ‌همسر ویشنو و پارواتی همسر شیوا هم با نیلوفر در ارتباط هستند. در هندوستان که رود برایشان خیلی اهمیت دارد الهه‌های رودگاهی بر روی نیلوفر سوارند.


در فرهنگ ایران باستان هم گل نیلوفر را در تخت جمشید و در نقش برجسته‌های آن مشاهده می‌کنیم. در حجاری‌های طاق بوستان کرمانشاه هم گل نیلوفر مربوط به زمان ساسانیان دیده می‌شود. ظاهرا گلی که در دستان پادشاهان حجاری شده در تخت جمشید دیده می‌شود نماد صلح و شادی بوده است. از انجا که این گل با اب درارتباط است نماد آناهیتا ایزد بانوی آب‌های روان است.

[ شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

۱۸ ام نوامبر سال ۱۹۲۸ شخصیت کوچک و مشهوری به جهانیان معرفی شد که الان یکی از شناخته شده‌ترین حیوان کارتونی تاریخ است، میکی موس! اینجا ما ۱۰ حقیقت جالب در مورد این شخصیت کوچک را آورده ایم که نمی‌دانستید.

١_ میکی موس اسم اصلی این موش کوچک نبود! والت دیسنی زمانیکه با همسرش لیلیان در یک قطار بود، این شخصیت کارتونی را طراحی می‌کرد. او به همسرش گفت که این موش را Mortimer Mouse صدا می‌زند. اما لیلیان اسم را دوست نداشت، پس والت دیسنی اسم را به میکی موس تغییر داد!

٢_ خود والت دیسنی به جای میکی موس اصلی حرف می‌زد.

٣_  برای ساخت دو فیلم اول میکی موس ۲۵۰۰ دلار هزینه شد.

۴ _ در سال ۱۹۲۹ اولین محصول میکی موس به فروشگاه‌ها معرفی شد. آن هم یک لوح بچه مدرسه ای با تصویر میکی موس بود.

۵_ اولین ساعت مچی میکی موس سال ۱۹۳۳ ساخته شد. تا به امروز ساعت‌های مچی میکی موس هنوز هم فروخته می‌شوند.

۶_ اولین کارتون رنگی میکی موس «گروه کنسرت» نام داشت و سال ۱۹۳۵ نمایش داده شد.

٧ _ در سال ۱۹۳۵، روز شکرگذاری Macy یک میکی موس ۵۵ فوتی پیشروی مراسم رژه بود

٨_ در سال ۱۹۴۴ وقتیکه ارتش متفقین به اروپا حمله کرد، اسم رمز «میکی موس» بود.

٩_ والت دیسنی گفت میکی موس و مینی موس در «زندگی خصوصی» ازدواج کرده اند، اگرچه موش‌ها روی صحنه در اصل هیچ‌گاه ازدواج نکردند.

١٠_  میکی موس هنوز هم یک عنصر اصلی در دنیای دیسنی است. اگر وقتی درحال بازدید از دنیای دیسنی هستید با دقت تماشا کنید، گوش‌های پنهان موش را در سرتاسر پارک می‌بینید.

[ جمعه ٢٤ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد . یک روز او با صاحب کار خود موضوع را درمیان گذاشت .
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند .

صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد .سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد .*

نجار در حالت **رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود . برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد .او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد . صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد .
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد .

در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد . یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد .

این داستان ماست .

ما زندگیمان را میسازیم . هر روز میگذرد . گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم . اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم . فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست .

شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود . یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود .

مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.*

[ چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

[ یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت؟
گفت: جایی که میری مردمی داره که می شکننت
نکنه غصه بخوری,من همه جا باهاتم.تو تنها نیستی.
تو کوله بارت عشق می ذارم که عاشق بشی,قلب می ذارم که بگذری,

اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر می گردی پیشم......

[ جمعه ۱٧ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

این خانم را می شناسید؟

واقعا نمی شناسید؟

.

.

.

.

.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

مواد لازم:

 

150 گرم                                            آرد
یک قاشق چایخوری                              جوش شیرین 
یک قاشق چایخوری                              بکینگ پودر
یک قاشق چایخوری                               دارچین
150 گرم                                            شکر
250 گرم                                          
 هویج درشت رنده شده
100 گرم                                           
مغز گردو خرد شده
150 میلی گرم                                    روغن ذرت 
2 عدد                                             
 تخم مرغ هم زده
یک قاشق چایخوری                               وانیل

 

برای رویه کیک

 

50 گرم                                              کره
75 گرم                                              پنیر خامه ای پرچرب
2/1 قاشق چایخوری                              وانیل
100 گرم                                            خاکه قند
یک قاشق چایخوری                               گردو خرد شده

 

طرز تهیه:

 

1- فر را روی درجه 180 سانتی گراد یا 4 گاز، از پیش حرارت دهید. یک قالب کیک گرد به قطر 18 سانتی متر تهیه کرده و آن را چرب کنید.

2- در ظرف بزرگی آرد، جوش شیرین، بکینگ پودر و دارچین را با هم الک کنید، سپس شکر، مغزگردوها و هویج‌ها را به مخلوط اضافه کنید. 

3- روغن ذرت، تخم مرغ های هم زده و وانیل را به مخلوط اضافه کنید و به مدت یک دقیقه آن را خوب هم زنید تا کاملا با هم ترکیب شوند.

4- مایه کیک را درون قالب بریزید و آن را در وسط فر به مدت 30 تا 35 دقیقه حرارت دهید و صبر کنید تا پف کرده و سفت شود. اکنون آن را از فر درآورید و 5 دقیقه کنار بگذارید تا خنک شود

 

برای رویه کیک

 

کره را آنقدر هم زنید تا روان شود سپس پنیر خامه ای و وانیل را به آن اضافه کرده و هم زنید. اکنون خاکه قند را به آرامی به ترکیب اضافه کنید و هم زنید.

رویه آماده شده را روی کیک پخش کنید و تکه های گردو را روی آن بچینید.

کیک را به چند تکه تقسیم و میل کنید.

[ سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد.
تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت:
من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم. در حقیقت من آن را زنده می کنم. حال چطور درامد سالانه ی من یک صدم شماست.
جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درامدت ۱۰۰برابر شود این بار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی !

[ دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

ولی حالا چی ؟؟؟           نه بارونی         نه برفی  ........    گریه

[ سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .....
یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابراهیم آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش .....

همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی می خواهی ننه ؟
پیرزن اومد جلو یک پانصد تومانی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده ننه .....
قصاب یه نگاهی به پانصد تومانی کرد گفت:پانصد تومان فقط آشغال گوشت میشه ننه بدم؟
پیرزن یه فکری کرد گفت بده ننه!
قصاب آشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟
جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟
پیرزن گفت: می خوره دیگه ننه ..... شکم گشنه سَنگم می خوره .....
جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش میگن توله سَگِ دوپا نن ..... اینا رو برا بچه‌هام می‌خوام اّبگوشت بار بیذارم!
جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن .....
پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره رو برای سگت نگرفته بُودی؟
جوون گفت: چرا
پیرزن گفت ما غِذای سَگ نمی خوریم ننه .....
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.

[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ۸:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

از خدا پرسیدم: خدایا چطور میتوان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر با اعتماد زمان حالت رابگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگه دار و ترس را به گوشه ای انداز. شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن . زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید. مهم این نیست که زیبا باشی زیبایی در این است که مهم باشی حتی برای یکنفر. مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است که با تمام توان شروع به دویدن کنی . کوچک باش و عاشق که عشق میداند آیین بزرگ کردنت را. بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی . موفقیت پیش رفتن است نه به یک نقطه پایان رسیدن . فرقی نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران زلال که باشی آسمان در تو پیداست......
[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ٧:٥٩ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed