موج اف
 
پيوندهای روزانه

تاریخچه سپندارمذگان روز عشاق ایرانی  قلب

روز 26 بهمن (Valentine) در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با روز 29 بهمن که "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.
***     
امروزه کشورهای  غیر ایرانی با بهره بردن از فرهنگهای غنی ایرانی جای خود را در دل مردم باز میکنند و یادتان نرود که این ما هستیم که از انها تبعیت میکنیم .
"اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله کاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش کرده اند!

***
برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.

پس بیایید فرهنگ ایرانی و تاریخ خود را پاس بداریم جاوید باد ایران

زندگی عشق است افسانه نیست

 آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست

[ جمعه ٢٩ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۳:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

«آناهیتا» به معنای پاک و دور از آلودگی در اعتقاد ایرانیان باستان الهه آب، فرشته نگهبان چشمه ها و باران و همچنین نماد باروی، عشق و دوستی بوده است. این اعتقاد از دوران پیش از زرتشت در ایران وجود داشته و در دوران های بعدی هم مورد توجه قرار گرفته است.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٧:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

به هنگام حمله ی ناپلئون به روسیه دسته ای از سربازان او در مرکز شهر کوچکی از آن سرزمین همیشه برف در حال جنگ بودند.ناپلئون به طور اتفاقی از سواران خود جدامیافتد و گروهی از قزاقان روسی رد او را میگیرند و در خیابانهای پر پیچ و خم شهر به تعقیب او میپردازند.
ناپلئون که جان خود را در خطر میبیند پا به فرار میگذاردو سر انجام در کوچه ای سراسیمه وارد یک دکان پوست فروشی میشود او با مشاهده ی پوست فروش ملتمسانه و با نفس های بریده بریده فریادمیزند:((کمکم کن جانم را نجات بده کجا میتوانم پنهان شوم؟))پوست فروش میگوید: (زود باش بیا زیر این پوستینها)و سپس روی ناپلئون مقداری زیادی پوستین میریزد.پوست فروش تازه از این کار فارغ شده بود که قزاقان روسی شتابان وارد دکان میشوند و فریاد زنان میپرسند:(او کجاست؟ما دیدیم که او امد تو.)قزاقان علیرغم اعتراضهای پوست فروش دکان را برای پیدا کردن ناپلئون زیر و رو میکنند. انها تل پوستین ها را با شمشیرهای تیز خود سیخ میزنند اما او را نمیابند سپس راه خود را میگیرند و میروند
.
ناپلئون پس از مدتی صحیح و سالم از زیر پوستینهابیرون میخزد.در همین لحظه محافظان او از راه میرسند .پوست فروش رو به ناپلئون کرده و محجوب از او میپرسد:((ببخشید که همچین سوالی از شخص مهمی چون شما میکنم اما میخواهم بدانم که اون زیر با علم به اینکه لحظه ی بعد اخرین لحظات زندگیتان است چه احساس داشتید؟)ناپلئون قامتش را راست کرده و در حالی که سینه اش را جلو میداد خشمگین میغرد:(تو به چه حقی جرات میکنی که همچین سوالی از من بپرسی؟

سرباز این مردک گستاخ را ببرید چشماشو ببندید و اعدامش کنید من خودم شخصا فرمان اتش را صادر خواهم کرد.)محافظان بر پیکر پوست فروش چنگ زده کشان کشان او را با خود میبرندو سینه کش دیوار چشمان او را میبندند.پوست فروش نمیتواند چیزی ببیند اما صدای ملایم و موجدار لباسهایش را در جریان باد سرد میشنود .او برخورد ملایم باد سرد بر لباسهایش خنک شدن گونه هایش و لرزش غیر قابل کنترل پاهایش را احساس میکند. سپس صدای ناپلئون را میشنود ک پس از صاف کردن گلویش به ارامی میگوید:((آماده.............هدف...... ........)
در این لحظه پوست فروش با علم به اینکه تا چند لحظه ی دیگر همین چند احساس را نیز از دست خواهد داد احساسی غیر فابل وصف سر تا سر وجودش را در بر میگیردو قطرات اشک از گونه هایش فرو میغلتد پس از سکوتی طولانی پوست فروش صدای گامهای را میشنود که به او نزدیک میشوند
.
سپس نوار دور چشمان پوست فروش را بر میدارند. پوست فروش که در اثر تابش ناگهانی نور خورشید هنوز نیمه کور بود در مقابل خود ناپلئون را میبیند که با چشمانی نافذ و معنی دار چشمانی که انگار بر ذره ذره وجودش اشراف دارد به او مینگرد. آنگاه ناپلئون به سخن آمده و به نرمی میگوید: حالا میفهمی که چه احساسی داشتم

[ جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 این عکس زیبا رو از دست ندین

این تصویر خیره کننده پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل آب قرار داده تا لانه اش را آب نبرداو لانه اش را ناخواسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی آغاز شده او بدنش را مقابل جریان اب قرار داده است.

همانگونه که در تصویر بالا می بینید پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست , اما پرنده ماده در مجرای آب خود را قرار داده است و کنار او هم آب زیادی جمع شده است.
این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو آب را بگیرد.

 

[ چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

مواد لازم :

-          کیوی تقریبا رسیده و سفت سه کیلوگرم

-          شکر دو کیلوگرم

-          آب سه پیمانه

-          وانیل 1/3 قاشق چایخوری

-          رنگ سبز مجاز خوراکی چهار قطره

-          آبلیمو به میزان لازم

 

طرز تهیه :

کیوی‌ها را شسته، پوست آنها را خیلی نازک بردارید و هر یک را به قطر یک سانتی‌متر برش بزنید. شکر و آب را در قابلمه نسبتا بزرگی بجوشانید تا شربت غلیظ شود.

کیوی‌ها را در شربت خنک شده قرار داده آن را روی حرارت ملایم گذاشته تا بجوشد و وانیل را اضافه کنید این مربا برای پخت به زمان زیادی نیاز ندارند و برای جوش آمدن 25 دقیقه کافی است. شربت را امتحان کرده، آبلیمو را اضافه کنید. بعد از یکی، دو جوش دیگر ظرف را از روی حرارت برداشته و بگذارید مربا خنک شود.

مربا را بعد از 24 ساعت داخل شیشه ریخته و در یخچال بگذارید.

نکته

برای خوش‌رنگ شدن این مربا، چهار قطره رنگ مجاز خوراکی به آن اضافه کنید. میوه‌هایی که برای مربا در نظر گرفتید تازه، سالم، بدون لک بوده و زیاد رسیده نباشد. در تهیه این مربا باید دقت کرد که میوه ضمن پخت له نشود و حالت خود را از دست ندهد.

[ سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

مجسمه مشهوری که در برزیل در شهر Rio de Janeiro قرار دارد و بسیاری از مردم آن را در تلویزیون دیده اند در حقیقت مجسمه مسیح منجی است. این مجسمه با 125 فوت ارتفاع در سال 1926 و در ارتفاع ۷۱۰ متری نوک کوه Corcovado ساخته شده است. مجسمه مذکور حالت ایستاده عیسی مسیح را در حالیکه دستان خود را کاملاً باز کرده است نشان می دهد که این حالت نشان دهنده پذیرش همه انسانها در آغوشش است. مجسمه عیسی مسیح نشانه برزیل است که امروزه شهرتی جهانی پیدا کرده است.
توریستهایی که از برزیل دیدن می کنند حتماً به دیدن این مجسمه نیز می روند. دست چپ این مجسمه به سمت شمال شهر Rio de Janeiro و دست راست آن به سمت جنوب شهر اشاره می کند. مناظر بسیار جذابی را می توان از آنجا مشاهده کرد که نفس را در سینه تماشاچی حبس می کند. این مناظر شامل شهر Rio، خلیج، کوه Sugarloaf و ساحل رودخانه های Copacabana و Ipanema می شود. علاقمندان به فوتبال نیز می توانند منظره ای از استادیوم Maracana را مشاهده نمایند.

[ یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

فرصت‌گرانبهای زندگی

هر کدام از ما زندگی را با نگاهی متفاوت دیده و با آن به شیوه خودمان کنار می‌آییم. زندگی هیچ فردی مانند دیگری نیست و شرایط و اتفاقات خاص خود را دارد، اما می توان با به یاد داشتن نکاتی چند, بهتر و لذت‌بخش‌تر زندگی کرد.

زنده بودن کار سختی نیست اما زندگی را زندگی کردن و در هر لحظه آن زنده بودن بسیار مهم است.

آنچه آورده می‌شود شاید بیش از ۲ الی ۳ دقیقه از وقتتان را نگیرد، اما مطمئن باشید ارزش خواندن و تفکر رادارد:

- همیشه به یاد داشته باشید که محبت و دستاوردهای بزرگ در گرو کارها و ریسک‌های عظیم است.

-وقتی چیزی را از دست می‌دهید و شکست می‌خورید درسی را که از آن گرفته‌اید از دست ندهید تا بازنده نباشید.

-همواره به خود و دیگران احترام بگذارید.

-سعی کنید در هر شرایطی مسوولیت رفتار و گفتارتان را بپذیرید تا روز به روز بهتر از قبل باشید.

-گاهی اوقات نرسیدن به اهداف و خواسته‌ها می‌تواند بزرگ‌ترین شانس زندگی باشد.

-قوانین و مرزها را بشناسید تا بدانید که خطوط قرمز زندگی کجاست.

-اجازه ندهید مسائل جزئی و کوچک روابط عمیق را خدشه‌دار کند.

-وقتی درمی‌یابید که اشتباه کردید بی‌درنگ درصدد تصحیح آن باشید. اگر نتوانستید حداقل از معذرت‌خواهی نترسید.

-هر روز زمانی را با خود خلوت کنید و به کارها و رفتارتان فکر کنید.

-همواره به آغوش باز به استقبال تغییرات بروید و آنها را بپذیرید، اما هرگز اجازه ندهید این تغییرات ارزش‌های زندگی‌تان را نیز تغییر دهد.

-در برخی موارد سکوت بهترین و بامعناترین پاسخ است.

-خوب و باشرف زندگی کنید تا وقتی پیر شدید و به گذشته فکر کردید برای بار دوم لذت ببرید.

-فضای محبت‌آمیز در منزل زیربنای آرامش زندگی شماست.

-در مواقعی که با افراد مورد علاقه‌تان اختلاف‌نظر دارید فقط به فکر حل مساله حاضر باشید نه این‌که مشکلات گذشته را نیز بیرون کشیده و تازه کنید.

-دانش و آگاهی‌هایتان را با یکدیگر تقسیم کرده و در میان بگذارید.

-با طبیعت و زمین مهربان باشید.

-حداقل سالی یک بار به مکان‌هایی بروید که تاکنون نرفته‌اید.

-بهترین رابطه وقتی است که به دلیل علاقه به یکدیگر باشد نه از روی احتیاج.

-موفقیت‌هایتان را بر اساس آنچه از دست دادید تا چیزی بگیرید قضاوت کنید. ببینید آیا چیزی که از دست دادید ارزش آنچه را گرفتید داشت یا خیر.

-در مورد محبت و ذوق در آشپزی بی‌پروا باشید.

-در کارهای گروهی توجه داشته باشید که همه افراد گروه باید توانایی خود را برای رسیدن به یک هدف مشترک به کار گیرند و این نگاه مشترک سوخت و انرژی حرکت را فراهم می‌کند. به همین دلیل در خانواده نیز چنانچه قصد پیشرفت دارید باید نگاه و اهداف مشترک داشته باشید.

[ دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۸:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

مورچه ای موسوم به بولداگ بومی سرزمین اصلی استرالیا و تاسمانی، خطرناک ترین مورچه در جهان بشمار می رود . از سال 1946 تا کنون 3 مورد حاکی از حمله این مورچه به انسان و از پا در آوردن و خوردن آن گزارش شده که مورد سوم در نوامبر 1988 رخ داد .

مورچه های بولداگ (bulldog) یکی از شناخته شده ترین مورچه های استرالیا از لحاظ اندازه و نیش دردآورشان می باشند. این نوع از مورچگان علاوه بر شاخک های درد آورشان دارای نیشی به مراتب کشنده تر در انتهای بدنشان می باشند. این مورچه های ۴ سانتیمتری از این جهت بولداگ خوانده می شوند چون مانند سگ بولداگ، اگر حیوانی را مورد تهاجم قرار دهند او را رها نمی کنند. این مورچه ها دارای خوی بسیار تهاجمی و قدرت دید بسیار عالی می باشند.

[ یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

سالادی متفاوت و خوشمزه را از دست ندهید. دستور تهیه این سالاد با نودل، بسیار ساده است.

مواد مورد نیاز :
یک پیمانه مرغ آبپز خرد شده
یک پیمانه جعفری خرد شده
یک پیمانه هویج رنده شده

۳قاشق غذاخوری پیاز خرد شده
۴/۱ لیوان مایونز کم چرب
۴/۱ لیوان خامه کم چرب

یک بسته نودل (رشته چینی)آماده

طرز تهیه :
سس مایونز و خامه را در یک ظرف جداگانه با یکدیگر مخلوط می کنیم. در یک کاسه بزرگ مرغ ، جعفری پیاز و هویج را مخلوط می کنیم. سپس مخلوط مایونز و خامه را به آن اضافه می کنیم. نودل را (در حدود ۳ تا ۴ دقیقه) در آب جوش قرار می دهیم و آن را آبکش کرده و به مخلوط سبزیجات و مرغ اضافه می کنیم. برای جلوگیری از خمیر شدن رشته چینی بهتر است قبل از سرو کردن سالاد به مخلوط اضافه شود. نودل یا همان رشته در تمام فروشگاه های مواد غذایی موجود است.

[ یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

حتما شما نیز این تجربه را داشته‌اید که با خوردن فلفل، دهان و زبانتان بسوزد، اما آیا تا به حال توجه کرده‌اید که چرا این حس سوزش گرچه کاملا واقعی است، ولی هیچ ردی از سوختگی مانند تاول برجا نمی ‌گذارد؟ و حتی گاهی خوردن آب هم درمان آن نیست!
فلفل ۲۵ گونه متعدد دارد که پنج گونه آن مورد استفاده بشر است. این پنج گونه خود به ۱۴۰ نوع تقسیم می ‌شود و اولین بار به وسیله هندی‌ها شناخته شد. امروز فلفل از پرمصرف ‌ترین سبزی ‌های جهان است و به عنوان دارو و چاشنی غذا مورد استفاده قرار می‌ گیرد. فلفل پس از جعفری غنی ‌ترین منبع ویتامین C است.

دلیل ایجاد سوزش در دهان پس از خوردن فلفل ، مولکولی به نام کاپسایسین (capsicin) است.
جالب است بدانید این مولکول به قدری قوی است که اگر یک گرم از آن را در یک ظرف ۱۰ لیتری آب حل کنید باز هم تندی خود را دارد.

ترکیب مزه‌ها
چرا وقتی فلفل می ‌خوریم احساس سوختگی می ‌کنیم؟ پیش از پاسخ دادن به این سوال بهتر است بفهمیم مزه چیست و چگونه کار می ‌کند!
سطح زبان مملو از پُرزهای چشایی است. هر پُرز حاوی جوانه‌های فراوانی است و هر جوانه ده‌ها سلول حسی دارد که به مغز فرمان می ‌فرستند. این سلول‌ها روی سطح خود گیرنده‌هایی دارند که شبیه به قفل هستند. شکل این قفل‌ها با هم فرق می ‌کند و هر کدام مسئول پذیرفتن یک نوع مزه است.

برخی نیز تنها به سردی و گرمی پاسخ می‌ دهند. وقتی ما یک نوع غذا یا نوشیدنی‌ مصرف می ‌کنیم، مولکول‌های غذا وارد قفل مربوط به خود می ‌شود و سلول‌های حسی، پیام مربوط به آن مزه را به مغز مخابره می‌ کنند.
هر چه تعداد پیام‌ های مخابره شده بیشتر باشد، شما آن مزه را بهتر حس می ‌کنید.
همان‌طور که گفته شد مولکولی به نام کاپسایسین مسبب بروز حس سوزش در فلفل است، اما نکته جالب اینجاست که قفل گیرنده این مولکول در سطح زبان، با قفل گیرنده حس گرما یکسان است، بنابراین سلول‌های قفل با گرفتن این مولکول، حس داغی را به مغز مخابره می ‌کنند و مغز پیغام “خطر آتش گرفتن
” را به دهان ارسال می ‌کند.

 

اگر توجه کرده باشید وقتی نعناع می‌ خورید یا آدامس نعنایی می‌ جوید حس سرما می‌ کنید. مکانیسم مولکول نعناع هم مانند مولکول فلفل است.
جالب ‌تر آن که سلول‌های حسی و قفل‌های آن ها تنها در سطح زبان وجود ندارند و در سطح بدن پخش هستند. به همین دلیل اگر فلفل را دور دهان یا روی پلک چشم بمالید، نیز همین احساس را ایجاد می ‌کند، حتی اگر فلفل بسیار قوی باشد می ‌تواند سبب التهاب پوست شود.

اگر پس از خوردن فلفل احساس سوختگی کردید، فراموش نکنید که خوردن آب درمان آن نیست، چون این مولکول در آب حل نمی ‌شود؛ اما اگر مقداری شیر، ماست یا روغن بخورید به سرعت حس سوختگی و سوزش از بین می ‌رود.

[ جمعه ۸ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٩:٢٤ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

نمی دونم چرا ما آدمها اونقدر زندگی رو سخت می گیریم این حرف رو بیشتر دارم به خودم می گم بدجوری تو فکر بودم آخه دلم خیلی تنگ شده واسه خونمون شاید باورتون نشه ولی فاصله من تا خونمون و خانواده نهایتا دو ساعت بیشتر نیست...

من شاید ماهی یکبار هم نتونم به اونها سر بزنم البته کار بیرون و کار خونه همش بهونه است ........ مائیم که زندگی رو سخت می گیریم وقتو کم می آریم می گیم کار داریم و هزار بهانه دیگر ولی بابا و مامان عزیزم و خواهرو و برادرای عزیزتر از جانم می خواستم بگم من هرروز هر دقیقه دلم براتون خیلی تنگ می شه احساس می کنم آدم بدجنسی هستم که ازشون دور شدم ....

منی که خیلی احساساتی هستم  قلب  فکر می کردم وابستگی زیادی دارم ولی اینو بدونین که من ثانیه به ثانیه زندگیم تو فکر شما هستمو همیشه دوستتون دارم با این که هر روز چندبار زنگ می زنم می دونم چه خبره و الان غذا چی دارین چیکار دارین می کنین ولی باز هم دلتنگ دلتنگتون هستم ولی درسته می تونستم اونجا بمونم تو همون شهر زندگی کنم ولی فرید عزیزم اینجا هم برای من بهشت زیبایی درست کرده نمی ذاره این دلتنگی ها منو اذیت کنه ...

می دونم که می دونید همه زندگی من هستین خیالتون از بابت من راحته ؛ چون انتخاب درستی کردم و خوشبخت هستم نگرانم نیستین ...

آرزوی من خوشی و سلامتی و شاد بودن همیشه لبخندو رو لبهای شما دیدنه

دوستتون د ارم (پدر - مادر - برادرها - خواهرها - زن داداش و دامادها)

یه اعتراف دیگه  خجالت فرید جونم با اینکه پیشم هستی ولی خودت می دونی که اگه دیر بیایی خونه مثل یه دستگاه اتوماتیک وار چرخشی همین جوری بهت زنگ می زنم تا زودتر بیای خونه عادته دیگه چیکار می شه کرد ....

اوه  ببخشید من دست به قلم خوبی ندارم .............

[ سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

آیا می دانید چه نانی شما را زودتر پیر می کند و از این نان باید اجتناب کنید و …
مصرف نان تست شما را زودتر پیر می‌کند
این مواد شیمیایی (AGE) نام دارند و در مواد خوراکی مختلف از نان تست گرفته تا نوشابه‌های کولا و قهوه ممکن است، تولید شوند.

 

متخصصان تغذیه هشدار دادند: اگر این بار تصمیم داشتید برای صبحانه از نان‌های تست برشته استفاده کنید، باید بدانید که این نان تست‌ها می‌توانند، سبب پیری زودرس و بروز بیماری‌های مزمن شوند.

 

به گزارش ایسنا، جوزف فوربس، متخصص انستیتو قلب و دیابت آمریکا در آزمایشات خود تاثیر خوردنی‌های معمول مثل نان تست را روی بدن انسان بررسی کرده و دریافته است که این نان‌ها، مواد شیمیایی تولید می‌کنند که فرایند پیری را تسریع کرده و خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن را نیز تشدید می‌کند. این مواد شیمیایی (AGE) نام دارند و در مواد خوراکی مختلف از نان تست گرفته تا نوشابه‌های کولا و قهوه ممکن است، تولید شوند.

 

به گزارش روزنامه‌ سیدنی مورنینگ هرالد، مقدار خیلی زیاد این مواد شیمیایی در بدن می‌تواند موجب بروز بیماری‌های قلبی و دیابت شده و در عین حال چین و چروک‌های پوستی را هم افزایش ‌دهد. هر چه خوردنی حاوی شکر افزودنی بیشتر باشد‌ و بیشتر هم فرآوری شده باشد، مقدار این مواد شیمیایی در آن افزایش پیدا می‌کند .

http://www.seemorgh.com/health/default.aspx?tabid=2114&conid=82602

http://www.niksalehi.com/taghzie/archives/130634.php#more

[ جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed