موج اف
 
پيوندهای روزانه

بسیاری از گونه های کاراسین ها در آبهای آمریکا و افریقا محل گسترششان است کاراسین ها از پیرانای بزرگ تا نیون تترای کوچولو همگی جزء دسته کاراسین ها هستند در بین انها هم تیره های وحشی وجود دارد هم آرام کاراسین های گیاهخوار مانند تتراها بسیار سریع تیز و در عین حال باهوش و موقعیت شناس از لحاظ ژیدا کردن غذا میباشند چنانچه از لحاظ هوشی ممکن است یک تترای کوچولو از یک دیسکاس بالغ هم باهوشتر عمل کند کاراسین های آمریکای جنوبی که مشهور ترینشان پیرانای ترسناک میباشد حداکثر طول آنها به 30 سانتیمتر میرسد  آنها بسیا ر خطرناک و خونخوار میباشند و هر چه  در سر راهشان بیاید از بین میبرند حماسه و وحشت پیراناها آنقدر جهان را فرا گرفت تا وارد کردن این ماهی به بعضی از کشورها بدست دولت انجام گیرد تا از فنا شدن رودخانه های داخلی و ابزیان آب شیرین جلوگیری بعمل آید !!

پیراناها بصورت دسته جمعی حرکت میکنند و بصورت دسته جمعی تغذیه میکنند آنها قادرند یک تمساح عظیم الجثه را با آروارهایشان نابود سازند در کمتر از یک ساعت بدن قربانی محو میشود
و فقط آنچه باقی میماند اسکلت هست یکی دیگر از خانواده های خطرناک پیراناها که بسیار شده به انسان حمله میکنند سراسالموسها هستند که در اثر گاز گرفتن بیماری منتقل میکنند این ماهی به بوی خون بسیار حساس است و شما با چکاندن چند قطره خون در آکواریوم میتوانید واکنش این ماهیرا به چشم ببینید که ممکن است باعث ضربه های شدید به آکواریوم و همخواری شود !!

حمله حمله ماهی پیرانا به ساحل آمریکا !!!

 اگر دلشو نداری نگاه نکن وحشتناکه (برو ادامه مطالب رو کلیک کن)


ادامه مطلب
[ جمعه ٢۸ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

اگر از وجود حلقه‌های دور چشم رنج می‌برید، اگر بین ابروهای‌تان چین و چروک‌ به‌وجود آمده است و اگر چین‌های صورت شما عمیق شده‌اند می‌توانید با انجام یک‌سری ورزش‌های ساده صورت، زیباتر و شاداب‌تر به نظر برسید و این مشکلات را برطرف کنید.

با انجام این حرکات ورزشی، صورت شما بسیار جوان‌تر به نظر می‌رسد و نیاز به انجام اعمال جراحی صورت برای از بین بردن چین‌ و چروک‌های صورت‌تان نخواهید داشت. این ورزش‌ها را باید روزی 10 بار و در هر بار هر حرکت را باید شش دفعه انجام دهید.

ورزش‌های ناحیه پیشانی و ابرو

1-انگشتان خود را کنار هم نگاه دارید و آنها را در ناحیه محل رویش موی خود بگذارید و پوست پیشانی خود را به سمت بالا بکشید و چند ثانیه نگه دارید و آن را رها کنید. شش بار پشت‌سر هم این کار را انجام دهید: این کار موجب از بین رفتن خطوط بالای پیشانی شما می‌شود.

2-ابتدا نوک انگشتان سبابه خود را در وسط ابروهای خود بگذارید و سعی کنید آنها را به طرف خارج صورت خود بکشید. هنگامی که این کار را می‌کنید سعی کنید با استفاده از عضلات صورت اخم کنید، یعنی دو حرکت در جهت مخالف انجام دهید تا عضلات این ناحیه را تقویت کنید. سپس برعکس این حرکت را انجام دهید، یعنی با دست ابروها را به سمت داخل بکشید و با استفاده از عضلات خود در برابر حرکت دست مقاومت کنید. این ورزش موجب از بین رفتن چین‌های بین دو ابرو و تقویت عضلات بالای پیشانی می‌شود.

ورزش چشم‌ها

1-سه انگشت وسط خود را زیر چشم‌های خود قرار دهید و در حالی که چشم‌هایتان بسته است، پوست صورت خود را به سمت پایین بکشید و بعد از چند ثانیه رها کنید. این ورزش موجب تقویت عضلات زیر چشمی و از بین رفتن پف زیر‌چشم‌ها می‌شود.

2- انگشت سوم و چهارم خود را گوشه چشم‌های خود بگذارید و به سمت بالا و پایین بکشید و چند ثانیه نگه دارید. این کار باعث می‌شود چروک‌های گوشه چشم از بین برود.

ورزش‌ گونه‌ها

سر خود را عقب بگذارید. سه انگشت وسطی خود را روی برجستگی گونه‌ها بگذارید و در حالی که با دست گونه‌ها را پایین می‌کشید تا جایی که می‌توانید لبخند بزنید. این کار عضلات گونه‌های شما را تقویت می‌کند.

ورزش‌ لب‌ها

1-انگشتان وسط خود را روی لب پایین بگذارید و آن را به سمت پایین بکشید تا دندان‌هایتان پدیدار شوند. این ورزش باعث تقویت عضلات دور دهان می‌شود.

2-انگشتان وسطی خود را روی چانه بگذارید و در حالی که آن را به سمت پایین می‌کشید، چانه خود را منقبض کنید.

این کار موجب تقویت عضلات چانه می‌شود. با استفاده از این ورزش‌ها، صورتی زیباتر و شاداب‌تر داشته باشید .

[ چهارشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

1 -  یک مرد تا زمانی که صحبت‌هایش را انکار نکنید حرفی نمی‌زند!
2 -  روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خنده‌دارترین لطیفه دنیا است

3 -   وقتی که انسان بخواهد ببری را بکشد اسمش را ورزش می‌گذارد اما اگر ببر بخواهد او را بکشد اسمش درنده خویی است.
4 -  عده کمی از مردم بیش از یک یا دو بار در سال فکر می‌کنند. من با یکی - دو بار فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کردم.
5 -  مرد خردمند سعی می‌کند خودش را با دنیا سازگار کند و مرد نابخرد اصرار دارد که دنیا را با خودش سازگار کند. بنابراین کلیه پیشرفت‌ها بستگی به تلاشهای مرد نابخرد دارد.
6
-  ما از تجربه کردن می‌آموزیم که انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی‌آموزد.
7 - 
اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق می‌افتد.
8 -  
اگر در موزه ملی آتش سوزی شود، کدام نقاشی را نجات خواهم داد؟ البته آن را که به در خروجی نزدیک‌تر است.
9 -  
تنها کسی که با من درست رفتار می‌کند خیاطم است که هر بار که مرا می‌بیند، اندازه‌های جدیدم را می‌گیرد؛ بقیه به همان اندازه قبلی چسبیده‌اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.
10 -  
در زندگی دو تراژدی وجود دارد: اینکه به آنچه قلبت می‌خواهد نرسی و اینکه برسی!
11 -
انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات!!
12 -
وقتی چیزی خنده‌دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید!

[ جمعه ٢۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٦:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

هاوارد اندرو ویلیامز (۳ دسامبر ۱۹۲۷) معروف به اندی ویلیامز یکی از بزرگ ترین خوانندگان جهان پاپ می باشد. در مورد او واقعا" ساعتها می توان نوشت و در مورد هر یک از کارهایش بحث کرد اما برای ما ایرانیها او با خواندن در سه فیلم مشهور پدر خوانده.قصه عشق(love story).و رمئو و ژولیت نام آشناست .

Love Story

Where do I begin
To tell the story of how great a love can be
The sweet love story that in older that the sea
The simple truth about the love she brings to me
Where do I start

With her first hello
She gave a meaning to this empty world of mine
There'd never be another love, another time
She came into my life and made the living fine
She fills my heart

She fills my heart with ver special things
With angel songs, with wild imaginings
She fills my soul with so much love
That anywhere I go, I'm never lonely
With her along who could be lonely
I reach for her hand, it's always there

*
How long does it last
Can love be measured by the hours in a day
I have no answers now but this much I can say
I know I'll need her till the stars all burn away
And she'll be there

از کجا سخن آغاز کنم؟

تا عظمت و ظرافت عشق را توصیف نمایم

و اسرار عشق بهشت آفرینی را که او به ارمغان آورده است، بازگو کنم

از کجا سخن آغاز کنم؟

بگویم که با اولین نگاه خود دنیای خالی مرا پر از معنا و مفهوم کرد

عشق دیگری نخواهد بود،چون با پا گذاردن در زندگی من ، زندگی را از بی هدفی و سرگردانی نجات داد

زیرا که او با نغمه های ملکوتی خود به اعماق دل و روح من دست یافته است

وبا تخیلات رام نشدنی اش سراسر وجودم را تسخیر کرده

وقلبم را چنان آکنده از عشق کرده است که هر کجا همراه او باشم،احساس تنهایی نخواهم کرد

زیرا به محض احساس تنهایی دست او را در دست خواهم گرفت و اطمینان دارم که او نزد من خواهد بود

عمر عشق چقدر است؟ و تا چه هنگامی ادامه خواهد یافت؟آیا عشق را میتوان با ساعات روز اندازه گرفت؟

من جوابی برای این سوال ندارم

ولی همین قدر بگویم که تا هنگامی که ستارگان از صحنه ی آسمان محو شوند به او نیازمندم

و اطمینان دارم که او نزد من خواهد بود. . .

[ چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤٦ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

روش تهیه سوپ چربی سوز

● مواد لازم
▪ ۴ لیتر آب
▪ ۴ عدد پیاز درشت خرد شده
▪ ۴ حبه سیر له شده
▪ ۴ هویج خرد شده نگینی
▪ ۴ عدد کدو سبز خرد شده نگینی
▪ ۲۰۰ گرم گل کلم خرد شده
▪ ۲ عدد فلفل دلمه ای خرد شده
▪ ۲ شاخه کرفس ریز شده
▪ ۶ عدد گوجه پوست گرفته
▪ ۲ قطعه عصاره آب مرغ یا یک لیوان آب مرغ بدون روغن

● طرز تهیه
مواد را داخل قابلمه ریخته نمک، فلفل و پودر کاری را به دلخواه اضافه کنید. سپس در ظرف را بسته تا مواد حدوداً ۱۵ دقیقه به خوبی پخته و نرم شوند. بهتر است از له شدن مواد جلوگیری شود تا ویتامین سبزیجات حفظ شود. هر بار که احساس گرسنگی کردید از این سوپ میل کنید.
خاصیت این سوپ باعث می شود که با هر بار مصرف لاغرتر شوید. این رژیم غذایی در مورد بیماران قلبی یا کسانی که عمل جراحی دارند توصیه می شود تا وزن آنها کمتر شود و خوشبختانه برعکس برخی رژیم های لاغری هیچ ریسکی در برنخواهد داشت. این سوپ علاوه بر سوزاندن چربی های اضافی باعث تمیز شدن سیستم گوارشی می شود.

[ دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

این شعر را حتماْ همگی به خاطر داریم و بازگوی بسیاری از خاطرات ماست. شعر از گلچین گیلانی و یا بهتر بگویم "مجدالدین میرفخرایی" است که برای اولین بار در سال ۱۳۲۳ در مجله سخن چاپ گردید.

باز باران با ترانه با گهر های فراوان
می خورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها ایستاده در گذرها
رودها راه اوفتاده شاد و خرم
یک دو سه گنجشک پرگو
باز هر دم می پرند این سو و آن سو
می خورد بر شیشه در مشت و سیلی
آسمان امروز دیگر نیست نیلی
یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین توی جنگلهای گیلان
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم نرم و نازک چست و چابک
از پرنده از چرنده از خزنده بود جنگل گرم و زنده
آسمان، آبی چو دریا یک دو ابر اینجا و آنجا
چون دل من روز، روشن
بوی جنگل تازه و تر همچو می هستی دهنده
بر درختان می زدی پر هر کجا زیبا پرنده
برکه ها آرام و آبی برگ و گل هرجا نمایان
چتر نیلوفر درخشان آفتابی
سنگها، از آب جسته
از خزه پوشیده تن را بس وزغ آنجا نشسته
دمبدم در شور و غوغا
رودخانه، با دو صد زیبا ترانه زیر پاهای درختان
چرخ می زد چرخ می زد همچو مستان
چشمه ها چون شیشه های آفتابی
نرم و خوش در جوش و لرزه
توی آنها سنگ ریزه سرخ و سبز و زرد و آبی
با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو
می پریدم از سر جو دور می گشتم ز خانه
می پراندم سنگ ریزه تا دهد بر آب لرزه
بهر چاه و بهر چاله می شکستم "کردخاله"
می کشانیدم به پایین شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین از تمشک سرخ و مشکی
می شنیدم از پرنده داستانهای نهانی
از لب باد وزنده رازهای زندگانی
هر چه می دیدم در آنجا بود دلکش، بود زیبا
شاد بودم می سرودم روز! ای روز دلارا!
داده ات خورشید رخشان این چنین رخسار زیبا
ورنه بودی زشت و بی جان
این درختان با همه سبزی و خوبی
گو، چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان روز! ای روز دلارا!
گر دلارائی ست از خورشید باشد ای درخت سبز و زیبا
هرچه زیبائی ست از خورشید باشد
اندک اندک، رفته رفته ابرها گشتند چیره آسمان گردید تیره
بسته شد رخسار خورشید درخشان
ریخت باران، ریخت باران
جنگل از باد گریزان چرخ می زد همچو دریا
دانه های گرد باران پهن می گشتند هرجا
برق چون شمشیر بران پاره میکرد ابرها را،
تندر دیوانه، غران مشت می زد ابرها را
روی برکه مرغ آبی از میانه از کرانه
با شتابی چرخ می زد بی شماره
گیسوی سیمین مه را شانه میزد دست باران
بادها با قوت خود می نمودندش پریشان
سبزه در زیر درختان رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان جنگل وارونه پیدا
بس دلارا بود جنگل به! چه زیبا بود جنگل
بس ترانه بس فسانه
بس گوارا بود باران وه! چه زیبا بود باران
می شنیدم اندرین گوهرفشانی
رازهای جاودانی، پندهای آسمانی
بشنو، اکنون کودک من! پیش چشم مرد فردا
زندگانی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا

[ سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٥:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

الکساندر فلمینگ…………….Alexander Fleming

اسمش فلمینگ بود . کشاورز اسکاتلندی فقیری بود. یک روز که برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت، صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد. وسایلشو انداخت و به سمت باتلاق دوید.اونجا ، پسر وحشتزده ای رو دید که تا کمر تو لجن سیاه فرو رفته بود و داد میزد و کمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدریجی و وحشتناک نجات داد.

روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد.نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت  پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد.

 نجیب زاده گفت: میخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید.

کشاورز اسکاتلندی گفت: برای کاری که  انجام دادم چیزی نمی خوام و پیشنهادش رو رد کرد.

در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعیتی بیرون اومد. نجیب زاده پرسید: این پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پیشنهادی دارم.اجازه بدین پسرتون رو با خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآینده مردی میشه که میتونین بهش افتخار کنین” و کشاورز قبول کرد.

بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شد.

سالها بعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد. چه چیزی نجاتش داد؟ پنی سیلین.

اسم پسر نجیب زاده  چه بود؟ وینستون چرچیل

[ یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٧:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

مواد اولیه :

  • بامیه 250 گرم
  • گوشت گوسفند 300 گرم
  • پیاز دو عدد
  • سیر پنج حبه
  • رب گوجه‌فرنگی و آبلیمو از هر کدام یک قاشق سوپخوری
  • آب دو پیمانه
  • نمک، فلفل و زردچوبه به میزان لازم

 

طرز تهیه:                                                                                            

پیاز را نگینی خردکرده و آن را کمی‌تفت داده سپس گوشت را اضافه کنید و تفت دهید. سیر را  خرد کرده و به گوشت افزوده وکمی‌تفت دهید (سیرسرخ نشود). نمک، زردچوبه، رب گوجه‌فرنگی و آب را اضافه کرده، تا با حرارت ملایم بپزد. وقتی گوشت پخت بامیه تفت داده شده را اضافه کرده و بگذارید تا جا بیفتد. در آخر به دلخواه کمی‌آبلیمو یا تمرهندی اضافه کنید. 

[ شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

روز جهانی کورش کبیر 7 آبان ماه (Cyrus Day)

۷ آبان ماه مطابق با بیست و نهم اکتبر روز جهانی کوروش (سایرس دی) نام گذاری شده است که از دیر باز پارسیان، یهودیان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترک المنافع آن را گرامی می دارند و رعایت می کنند.
این روز به مناسبت تکمیل تصرف امپراتوری بابل به دست ارتش ایران (اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در دنیای باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پیش در همین ماه اعلامیه تاریخی کوروش بزرگ در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافته بود که نخستین سنگ بنای یک دولت مشترک المنافع جهانی و هر سازمان بین المللی بشمار می آید.

کورش پس از به قدرت رسیدن تمامی اقوام آریایی را در زیر یک درفش واحد و در یک سرزمین واحد که آنرا ( ایرینا اخشترس ) به معنی سرزمین آریاییان که بعد ها به ( آریانا و ایران ) تبدیل شده  جمع می کند و نخستین امپراطوری جهان را بنیاد می نهد . کورش بنیاد گزار نخستین بیانیه حقوق بشر در تاریخ است که ماکت منشور آزادی مللش هم اکنون بر سر در سازمان ملل می باشد .

کورش ۲۷۰۰ سال پیش به آزادی افکار احترام می گذاشت و سرزمینی آباد با ده ها قومیت و ادیان مختلف بنا نهاد . وی پس از آزادی یهودیان بابل آنها را به سرزمینشان فرستاد ومعبدی بزرگ در اورشلیم برایشان بنیاد نهاد تا در سرزمینشان به پرستش خدای خود بپردازند . وی پس از ورود به بابل با اینکه یکتا پرست بود و اهورامزدا را می پرستید با در دست داشتن ( مردوک ) خدای بابلیان به خدای آنان احترام گذاشت و معبد های ویرانشان را باز سازی نمود .

[ پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

 دل من دیر زمانی است که می پندارد :

« دوستی » نیز گلی است ؛

مثل نیلوفر و ناز ،

ساقه ترد ظریفی دارد .

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

جان این ساقه نازک را

                       - دانسته-

                          بیازارد !

 

در زمینی که ضمیر من و توست ،

از نخستین دیدار ،

هر سخن ، هر رفتار ،

دانه هایی است که می افشانیم .

برگ و باری است که می رویانیم

آب و خورشید و نسیمش « مهر » است

 

گر بدانگونه که بایست به بار آید ،

زندگی را به دل‌انگیزترین چهره بیاراید .

آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف ،

که تمنای وجودت همه او باشد و بس .

بی‌نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس .

 

زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست .

 

در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز ،

عطر جان‌پرور عشق

گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز

دانه ها را باید از نو کاشت .

آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان

خرج می باید کرد .

رنج می باید برد .

دوست می باید داشت !

 

با نگاهی که در آن شوق برآرد فریاد

با سلامی که در آن نور ببارد لبخند

دست یکدیگر را

بفشاریم به مهر

جام دل هامان را

                مالامال از یاری ، غمخواری

بسپاریم به هم

 

بسراییم به آواز بلند :

- شادی روی تو  !

                      ای دیده به دیدار تو شاد

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه ،

        عطر افشان

                   گلباران باد . 

                                                                            فریدون مشیری

[ دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤۱ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed