موج اف
 
پيوندهای روزانه

امروز هوا دوباره
حس قشنگی داره
نم نم عشق و مستی
از آسمون میباره
تولدت مبارک
ای گل گلدون من
هزار سال زنده باشی
بسته به تو جون من

لحظه های هستی من از تو پر شده ست
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
…در تمام ماه
در فضای خانه .. کوچه .. راه
در هوا .. زمین .. درخت .. سبزه .. آب
در خطوط در هم کتاب
در دیار نیلگون خواب

خوب خوب نازنین من
.
.
.
تولدت مبارک فرید عزیز

ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه دیوانه ی مهربانی توام…. ای بهترین چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی پس برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی تولدت مبارک فرید جونم

همسرت مژگان قلب

[ سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت: اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.


ادامه مطلب
[ شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

می گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند .

همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند. پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد. بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته ؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :” بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته.” مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام. برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری. تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد
__________________
اندیشه های خود را شکل ببخشید,
در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند.
خواسته های خود را عملی سازیدو گرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند.

[ جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٦:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

روحم آزرده مرا وسوسه بیهوده مکن

دگر این لحظه تن پاک مرا آلوده مکن

یاریم کن یاریم کن که رود از یادم غم دیرینه این خاطره ها

شوق پرواز سرا پای مرا میکشد تا پس این پنجره ها

پیش رویم بگشا پنجره ای تا از آن پنجره پرواز کنم

روحم از قید تن آزاد شود هستی دگری آغاز کنم

آسمون ابرهاتو بردار رو برو

دیگه تنها من بگذار رو برو

آسمون اخمهاتو وا کن آبی شو

آسمون آفتابی شو،آفتابی شو

آسمون غرق خون دل من

آسمون دشت جنون دل من

تک وتنها تو دنیای بزرگ

آسمون بی هم زبونه دل من

آسمون مرده دیگه مهر و وفا

عزم ما پر شده از رنگ و ریا

نه محبت میشه پیدا نه صفا

آسمون قهر دیگه از ما خدا

آسمون کاشکی که می شد بپرم

تو دل آبی تو خونه کنم

کاشکی می شد مثال ابرهای تو

زار زار گریه مستانه کنم

[ چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای قضاوت نکن.

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  "برای چه می خواهید بدانید؟"

هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش " 

هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

در روز تولدت درختی بکار.

طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش     می کنند

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

[ یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجود اینکه پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد
دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم
معلم گفت: اگر حضرت یونس به بهشت نرفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید


********************************************

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله
یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده

**************************************

بچه‌ها درناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود: فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست
در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود. یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست.

[ پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

اینها 12 نفرن یا 13 نفر ؟

[ سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٢ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

سلام دوستان سال تازه مبارک

امیدوارم سال خوب، با خبرهای خوب، با سلامتی کامل، با انرژی، با فکری جدید، با آینده روشن،با پیروزی، با خوشی، با لبخندی واقعی و با  ....... ببخشین دیر اومدم کل عیدو در گردش بودم بی خبر از دنیای اینترنت.  انشای تصویری من و شوهرو (به قول شیرازی ها) از تعطیلات نوروز :

روز اول : بندر انزلی(دیدار اقوام شوهر)

روز دوم : قزوین (دیدار اقوام خودم)

روز سوم : شیراز (دیدار رضا و ریحانه عزیز)

روزهای بعد : گردش در شیراز با دوستان

روزهای بعد : حرکت به سمت قشم (همراه رضا و ریحانه، مهدی و آرزو، فرید و مژگان)

روزهای بعد : گشتن بازارهای قشم

روزهای بعد : دیدن جزیره قشم و جزایر اطراف

روز دوازدهم : برگشت به شمال

روز سیزده بدر : با اقوام شوهر رفتن به شهرستان شفت نرسیده به امام زاده ابراهیم زادگاه استاد همای و سه ساعت در ترافیک و .....

این بود انشای من خیلی خیلی به من و فرید عزیزم خوش گذشت . ایشاا... شما هم همیشه خوش باشین.

 گیلان - شهرستان شفت - جاده امام زاده ابراهیم

[ یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed