موج اف
 
پيوندهای روزانه

 

همشهری‌آنلاین:
آنچه اصغر فرهادی بعد از دریافت جایزه گلدن گلوب برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» گفت برخاسته از روح صلح‌طلب مردم ایران بود؛ متنی که بیشتر به شعر می‌مانست و ما هم آن را با اندکی جابجایی در قالب شعر نو! عرضه کرده‌ایم.

وقتی به اینجا می‌آمدم

                      داشتم فکر می‌کردم چه باید بگویم

از پدر و مادرم تشکر کنم
از همسر مهربانم
از فرزندانم
از دوستانم
از گروهم
                                                       اما

اینجا می‌خواهم از مردمم حرف بزنم
                                                       آنها حقیقتا مردمی دوستدار صلحند.

فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» در شصت و نهمین دوره جوایز سالانه گلدن گلوب جایزه بهترین فیلم خارجی‌زبان را دریافت کرد. در مراسم شصت و نهمین دوره جایزه گلدن گلوب در هتل بورلی هیلز برگزار شد، فیلم «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی در بخش فیلم‌های خارجی‌ برگزیده شد. 

جایزه گولدن گلوب نام مجموعه جوایزی است که هرساله در ایالات متحده آمریکا توسط اتحادیه مطبوعات خارجی هالیوود به بهترین تولیدات سینمایی و تلویزیونی اهدا می‌شود.

همچنین فیلم "جدایی نادر از سیمین" به همراه هشت فیلم دیگر به فهرست نهایی نامزدهای بهترین فیلم خارجی جشنواره اسکار راه یافتند.

[ جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

تخم مرغی رفته بود اینترویو
تا مگر کوکو شود یا نیمرو

تخم مرغی بود با شور و امید
خواست تا مرغانه ای باشد مفید

فرم استخدام را پر کرده بود
عکس هم همراه خود آورده بود

توی مطبخ از برای شرح حال
پشت هم کردند هی از او سوال:

- کیستی تو، از کدامین لانه ای؟
- بوده ای قبلاً در آشپزخانه ای؟

- کی ز پشت مرغ افتادی برون؟
- توی ماهیتابه بودی تاکنون؟

- تجربه داری و فرزی در عمل
- جای دیگر کار کردی فی المثل؟

- داغ گشتی توی روغن یا کره؟
- حل شدی در شنبلیله یا تره؟

- با نمک فلفل بهم خوردی دقیق؟
- خوب کف کردی شدی کلاً رقیق؟

- پشت و رویت سرخ شد روی اجاق؟
- باد کردی از فشار احتراق؟

تخم مرغ این حرف ها را که شنید
روی وحشت، زرده اش هم شد سفید!

ژوری اینترویو هم بی مجال
لحظه‌ای غافل نمیشد از سوال:

- گر "رزومه" داری و "سی.وی" بیار
- ورنه بیخود آمدی دنبال کار

- گر نداری توی کارت سابقه
- ردّ ردّی گرچه باشی نابغه

گفت لرزان تخم مرغ بینوا
نیست قانون شما بر من روا

خوب من تازه ز مرغ افتاده ام
صفرکیلومترم و آماده ام

هرکسی کرده ز یک جائی شروع
میکند خورشیدش از یکجا طلوع

گر نه در جائی خودم را جا کنم
تجربه پس از کجا پیدا کنم؟

گر که مرواری نباشد در صدف
پس چگونه تجربه آرد به کف؟

گر که در میدان نرفته کره اسب
تجربه را پس چه جوری کرده کسب؟

گفت "شف" با او که: - زر زر کافیه!
- بیش از این هم ماندنت علافیه

ـ تخم مرغ هم اینقدر پر مدعا
- دست به نطقش را ببین بهر خدا!

- تجربه اول برو پیدا بکن
- بعد فکر پخت و پز با ما بکن

تخم مرغ بینوا با قلب خون
آمد از آن آشپزخانه برون

رفت غمگین، صاف پیش مادرش
تا که گرما گیرد از بال و پرش

گفت مادرجان مرا هم جوجه کن
جزو باند جوجه های کوچه کن

مرغ مادر گفت که: - دیر آمدی
- پس چرا طفلم به تأخیر آمدی؟

- من به تو گفتم بگیر اینجا قرار
- تو خودت عازم شدی دنبال کار

- مهلت جوجه شدن شد منقضی
- پس چه شد کوکوپزی، نیمروپزی؟

تخم مرغ اشکش درآمد پیش مام
ماجرا را گفت از بهرش تمام

گفت در نیمروپزی گشتم کنف
چونکه از من تجربه میخواست شف

سابقه یا تجربه با من نبود
آشپزخانه مرا ریجکت نمود

موعد جوجه شدن هم که گذشت
آه مادر بچه ات بیچاره گشت!

من از آنجا مانده، زینجا رانده ام
فاتحه بر هستی خود خوانده ام

رفت فرصت های عالی از کفم
حال دیگر کاملاً بی مصرفم

پس در این دنیا به چه چیزی خوشم؟
میروم الان خودم را میکشم!

گفت مادر: - طفلکم قدقدقدا
- چند مدت صبر کن بهر خدا

- صبر کن طفلم بیاید نوبهار
- باز پیدا میشود بهر تو کار

- گرچه اکنون فرصتت سرآمده
- تو نگو دنیا به آخر آمده

تخم مرغ آنجا به حال انتظار
ماند تا از ره بیاید نوبهار

.......


عید نوروز، عید پاک آمد ز راه
روی هر میزی بساطی دلبخواه

شربت و شیرینی و قند و نبات
تخم مرغ رنگ کرده در بساط

روی میز خانه‌ی بانو بهار
یک سبد مرغانه خوش نقش و نگار

تخم مرغ ما نشسته آن میان
میفروشد فخر بر اطرافیان

از همه خوشرنگ تر، خندان و شاد
حرف های مادرش آمد به یاد:

- بهر هرکس در جهان قدقدقدا
- هست یک جا و مکان قدقدقدا

- نیست بی مصرف کسی قدقدقدا
- هست امکان ها بسی قدقدقدا

- هرکسی باید بیابد جای خود
- تا نهد جای مناسب پای خود

- پس تو هم توی مدار خویش باش
- فارغ از مأیوسی و تشویش باش

- چون شبیه تخم‌مرغ است این کره
- روز و شب گردش کند بی دلهره

- خود تو هم هستی عزیزم بیضوی
- در مدار خویش گردش کن قوی

- زندگی زیباست، زیبایش ببین
- هم ز پائین، هم ز بالایش ببین

تخم مرغ ما ز پند مادری
شادمان لم داد آنجا یکوری

گفت گر مطبخ به من میداد کار
در کجا بودم کنون ای روزگار؟

گشته بودم جوجه گر روی حساب
ای بسا که میشدم جوجه کباب

پس چه بهتر که بد آوردم زیاد
حال راضی هستم و ممنون و شاد

[ دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠ ] [ ۳:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

  

برای شما که اهل سس سفید نیستید و یا رژیم غذایی دارید که خود را از خوردن موادغذایی چرب منع کرده اید این سس می تواند سالادتان را بسیار خوشمزه کند، ناگفته نماند که این سس کاملا رژیمی بوده و تمامی موادی که می تواند به یک سالاد طعم خاص و مطبوعی دهد را دارا می باشد.
مواد لازم برای پنج نفر:
 
مغز گردو                                           10 عدد
فلفل دلمه ای                                   نصف فلفل
نعنا خشک                                      1 قاشق مرباخوری
سرکه                                             1 قاشق غذاخوری
لیموترش بزرگ                                 1 عدد
ماست کم چرب                                6 قاشق غذاخوری
نمک، فلفل قرمز                               به میزان لازم
 
طرز تهیه:
مواد را در یک مخلوط کن ریخته و خوب میکس کنید تا مخلوط یکنواختی حاصل شود سپس آن را روی مخلوط سالادتان که می تواند شامل کلم سفید و بنفش، پیاز،ذرت،کشمش، جوانه ی شبدر و کمی جعفری تازه باشد ریخته و نوش جان کنید.
[ سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

[ یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

نتایج برخی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد اعتیاد به طعم شیرینی حتی می‌تواند جدی‌تر از اعتیاد به کوکائین شود.

 آیا تاکنون متوجه شده‌اید زمانی که عادت به خوردن بیسکویت، شکلات و قهوه پیدا می‌کنید بعد از مدتی ناخودآگاه به سوی این مواد غذایی کشیده می‌شوید و عدم مصرف آن‌ها کلافه‌تان می‌کند و تصور می‌کنید بدون خوردن آن‌ها دچار ضعف می‌شوید؟

آیا می‌دانید که برخی از خوراکی‌ها مانند مواد مخدر عمل کرده و شما را گرفتار خود می‌کنند؟

در کارخانه‌های تولید کننده‌ی مواد غذایی ترفندهایی به کار می‌رود که با اضافه کردن افزودنی‌های غذایی و معطر، بخش‌هایی از مغز شما فعال می‌شود و به سوی اعتیاد غذایی کشیده می‌شوید.

صنایع تولید کننده‌ی مواد غذایی به محصولات خود موادی اضافه می‌کنند که مانند مواد مخدر عمل می‌کند. بی دلیل نیست که امروزه به برخی از خوراکی‌ها که اصلاً نیازی ندارند، قند اضافه می‌شود. در واقع این تولید کننده‌ها به مواد غذایی مثل پیتزا، سوسیس، کالباس و غیره نیز شکر اضافه می‌کنند. یا اینکه بعضی از غذاهای آماده را با نمک و چربی بیش از حد تولید می‌کنند.

 باید بدانید مصرف قند مراکز مربوط به کسب لذت در مغز را فعال می‌کند و نمک و چربی‌ها نیز روی مغز تأثیر گذاشته و میل به خوردن را افزایش می‌دهند. نتیجه این می‌شود که بیشتر مشتاق مصرف این مواد غذایی می‌شوید و در نهایت کارتان به اعتیاد غذایی می‌کشد.

حتی اعتیاد به یک ماده‌ی غذایی می‌تواند از طریق بو نیز به وجود بیاید. بو از طریق عصب‌های بینی به مغز مخابره می‌شود و ایجاد لذت می‌کند. برای همین اهالی تولید کننده‌ی غذاهای صنعتی در افزودن مواد معطر به محصولاتشان کوتاهی نمی‌کنند. با این مواد غذایی بیشتر آشنا شوید.

قهوه
از آنجایی که قهوه سرشار از کافئین است می‌تواند باعث ایجاد اعتیاد شود. متخصصان معتقدند که کافئین مغز را تحریک می‌کند. در واقع این ماده که به خانواده‌ی «آلکالوئید» تعلق دارد، باعث آزاد شدن دوپامین می‌شود. دوپامین به هورمون لذت شهرت دارد. نتیجه این می‌شود هر چه بیشتر قهوه بنوشید بیشتر به طرف آن کشیده می‌شوید. توصیه می‌کنیم روزانه بیش از 3 فنجان قهوه ننوشید.

 بیسکویت و آب‌نبات
بیسکویت‌ها و آب‌نبات‌ها سرشار از قند هستند و باعث ایجاد اعتیاد مصرف کننده‌ها می‌شوند. نتایج برخی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد اعتیاد به طعم شیرینی حتی می‌تواند جدی‌تر از اعتیاد به کوکائین شود. محققان ملاحظه کردند 94 موش از 100 موش مورد آزمایش قرار گرفته، بیشتر از مواد مخدر به مصرف نوشیدنی‌های شیرین تمایل نشان می‌دهند.

نتیجه شگفت‌آورتر این بود که حتی با بالا بردن دز کافئین، تمایل بیشتر به مصرف شکر همچنان بر قوت خود باقی مانده بود. در واقع مصرف قند منطقه‌ای از مغز را تحریک می‌کند که اوپیوئید opioïde نامیده می‌شود و به احساس لذت مربوط می‌شود. این منطقه از مغز موقع مصرف مواد مخدر نیز فعال می‌شود.

 آب میوه‌ها
از آنجایی که آب میوه‌ها سرشار از فروکتوز هستند این قدرت را دارند که ما را معتاد کنند. قند موجود در این مواد غذایی، بخش‌هایی از مغز که مربوط به لذت می‌شود را فعال می‌کند. همین امر باعث گرایش به مصرف زیاد این مواد غذایی می‌شود.

فست‌فودها
همبرگر، سیب زمینی سرخ کرده، شنیتسل مرغ و غیره سرشار از چربی، نمک و قند است که اعتیاد آور است.

متخصصان معتقدند که مصرف این قبیل مواد غذایی باعث تحریک و فعال شدن دوپامین می‌شود، در نتیجه هر چقدر بیشتر این مواد غذایی را بخورید میل بیشتری به مصرف آن‌ها پیدا می‌کنید و این یعنی اعتیاد غذایی.

 نوشیدنی‌های گازدار
می‌دانید هر لیوان نوشابه یا هر نوشیدنی گازدار دیگری که سر می‌کشید حاوی چیست؟ هر لیوان از این نوشیدنی‌های حاوی حداقل 7 حبه قند و 40 میلی گرم کافئین است. مصرف این مواد مانند الکل باعث ترشح دوپامین یا همان هورمون لذت می‌شود و در نتیجه بیشتر به مصرف این نوشیدنی‌ها گرایش پیدا می‌کنید و معتاد آن می‌شوید. خوشبختانه تعداد نوشابه خورهای قهار یعنی افرادی که روزانه بیش از دو لیتر نوشیدنی‌های گازدار می‌خورند بسیار کم است.

 الکل: خطر جدی است
الکل را یک ماده مخدر می‌دانند زیرا عملکرد و تأثیری مشابه مواد مخدر را دارد. الکل باعث آزاد شدن دوپامین در مغز می‌شود؛ و از آنجایی که این ماده شیمیایی باعث ایجاد احساس لذت می‌شود وابستگی ایجاد می‌کند. این وابستگی روحی (حال خوش زودگذر) و جسمی (ترک مصرف آن باعث لرزش بدن، تعریق زیاد) محسوب می‌شود. 

[ چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠ ] [ ٥:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

خاله

معنای لغوی: خواهر مادر

معنای استعاره ای: هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.

غذای مورد علاقه: آش کشک.

زیر شاخه ها: شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر خاله،پسر خاله: همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید.

مشاغل کاذب: خاله زنک بازی، خاله خانباجی.

چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.

داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است.

عمه

معنای لغوی: خواهر پدر

معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.

نقش سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی که می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳-توجیه کلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم...

غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.

زیر شاخه ها: شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند!!

مشاغل کاذب Match-Making.

چهره های معروف: عمه لیلا.

داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است. 

دایی

معنای لغوی: برادر مادر

معنای استعاره ای: هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی  داشته باشد.

نقش سمبلیک: یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد.

غذای مورد علاقه: فسنجون.

زیر شاخه ها: زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی،دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند.

چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.

سعی کنید حتمن حداقل یک دایی داشته باشید. 

عمو

معنای لغوی: برادر پدر

معنای استعاره ای: هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک: یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود.

غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.

زیر شاخه ها: زن عمو: یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.

مشاغل کاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.

چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.

داشتن یک عمو ی پولدار خیلی خوب است

[ دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ ] [ ٥:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

اگر دروغ رنگ داشت؛
هر روز شاید،
ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.

اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛
عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.

اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند،
همیشه می توانستند تنها نباشند.

اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.

اگر غرور نبود؛
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،
و ما کلام محبت را در میان نگاه‌های گهگاهمان،
جستجو نمی کردیم.

 اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،
حبس نمی کردیم.

اگر خواب حقیقت داشت؛
همیشه خواب بودیم.
هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛
ولی گنج ها شاید،
بدون رنج بودند.

اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛
تا دیگران از سر جوانمردی،
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.
اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،
اگر همه ثروت داشتند.

اگر مرگ نبود؛
همه کافر بودند،
و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.
ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.

اگر عشق نبود؛
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...
اگر عشق نبود؛

اگر کینه نبود؛
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.
اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،
من بی گمان،
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا.

آنگاه نمیدانم ،
به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟

گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی

[ جمعه ٩ دی ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

[ یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست.
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.
به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’
آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.
ما خانه ای حصیری تهیه کرده  ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’
پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!!
اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’
پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’
نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید این  کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’
پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.. آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت.
آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟
آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!!
او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!!
فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند.
تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛ او فقط تا حد توان کار می کرد!!!
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید. نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!!
اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما ...راضی نیستند

    ******

خوشبختی ما در سه جمله است : تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا 

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم :حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا.

[ جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed