موج اف
 
پيوندهای روزانه

نیم ساعت نیست که از بیرون اومدیم دوباره من و فرید جو گیر شدیم و رفتیم سینما برای دیدن فیلم ورود آقایان ممنوع چون می دونستیم فیلمنامه نویس پیمان قاسم خانی هست و سریال ساختمان پزشکان هم از کارهای ایشون هست باید طنز جالبی باشه . کلی خندیدیم .

(( بعد از مجموعه قهوه تلخ و ساختمان پزشکان اگه دوست دارین حسابی بخندین پیشنهاد می کنم برین سینما این فیلم رو ببنید کلی بخندین ))

(( چه جالب الان تو برنامه هفت مهمانان برنامه فیلم ورود آقایان ممنوع هستند ))

 

[ جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

سلام دوستان

باز هم جاتون رو خالی کردم توی این تعطیلات نیمه شعبان دوباره گیلان گردی رفتم

این دفعه رفتیم به سمت تالش البته به دعوت یکی از دوستان فرید که جدیدا در منطقه پدری خود خانه ای ساخته بودند موقع رفتن از رشت حدود 10 شب بود و تا برسیم اونجا حدود 1 بامداد بود برای همین اصلا جاده و اون منطقه رو ندیدیم (مثلا خودش یه سوپرایزه) که صبح اونجا رو ببینیم و وقتی صبح بیدار شدیم انگار توی یه بهشت زیبا بود فوق العاده بود خیلی قشنگ.

این عکس پسر بچه رو که می بینید آقا بهراد که چند روز پیش یک ساله شدند همسفر ما بودند. چون پشه اونجا خیلی زیاد بود شب ها باید پشه بند می بستیم ولی برای بستن پشه بند با این بهراد کوچولو کلی برنامه داشتیم تا می اومدیم پشه بند رو ببندیم بهراد خان شیرجه می رفت داخل تور کلی خنده می کرد ما کلی معطل آقا می شدیم تا با کلی کلک پشه بند رو ببندیم.

 

 

 

 فردا صبح می خواستیم بریم کنار رودخانه چون خونه بالای کوه بود و باید حدود 40 دقیقه پیاده روی می کردیم تا بریم پایین دره کنار رودخانه. خیلی راه خطرناکی بود ولی به خاطر زیبایی خطر را به جون خریدیم و رفتیم پایین. تو مسیر باید از کنار چند تا گاو رد می شدیم که با گاوهای دیگه فرق داشتن چپ چپ نگاهت می کردن صاحب گاو اونها رو آروم کرد و ما تونستیم رد بشیم  

 

 

     بالاخره به رودخانه رسیدیم وای چه جای خوشگلی بود جاتون خالی به دوستان ژست های مختلف دادم و عکس گرفتم 

  

 من نمی دونستم که بهراد آب رو خیلی خیلی دوست داره تا رودخانه را دید کلی جیغ کشید که منو رو ببرید توی آب ولم کنید که راه برم با کلی مکافات کنترلش می کردیم نمی دونید چه شادی می کرد خیلی شیرین بود چند دست لباسی رو که داشت رو خیس کردبالاخره بردیمش تو خشکی 

 مجبور شدیم پیرهن عمویش رو تنش کنیم که سرما نخوره چون از آب دورش کرده بودیم ناراحت بود گذاشتیم که برای خودش خاک بازی بکنه و بعد خسته شد گرفت خوابید 

 

 کلی به ما خوش گذشت امیدوارم به شما هم هر جا هستیم خوش بگذره غروب شده بود و ما باید بر می گشتیم

 

 در ضمن این قبر رو که می بینید یکی از یاران میرزا کوچک خان جنگلی بود که همون جا کشته و دفن شده بود 

 این هم یه امام زاده بود وسط جنگل

 با تشکر از دوربین عزیزم که با ثبت این سفرها و خوشی ها ما رو یاری می کنه

 خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

[ دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٦:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

کوهنوردی می‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود کند. پس از سال‌ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد. به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمی‌شد. سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی‌توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره‌ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند. کوهنورد همان‌طور که داشت بالا می‌رفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط کرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی‌اش را به یاد می‌آورد. داشت فکر می‌‌کرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان دنباله طنابی که به دور کمرش حلقه خورده بود بین شاخه های درختی در شیب کوه گیر کرد و مانع از سقوط کاملش شد. در آن لحظات سنگین سکوت، که هیچ امیدی نداشت از ته دل فریاد زد: خدایا کمکم کن !

 

ندایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه می‌خواهی؟
- نجاتم بده خدای من!
- آیا به من ایمان داری؟
- آری. همیشه به تو ایمان داشته‌ام 
- پس آن طناب دور کمرت را پاره کن!
کوهنورد وحشت کرد. پاره شدن طناب یعنی سقوط بی‌تردید از فراز کیلومترها ارتفاع. گفت: خدایا نمی‌توانم.
خدا گفت: آیا به گفته من ایمان نداری؟
کوهنورد گفت: خدایا نمی توانم. نمی‌توانم.
روز بعد، گروه نجات گزارش داد که جسد منجمد شده یک کوهنورد در حالی پیدا شده که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمین فاصله داشت...

[ چهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٦:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

صدا خفه کن کیبورد

این پوشش پلاستیکی باعث می شود صدای کیبورد هنگام تایپ کردن کاهش پیدا کند همچنین از کیبورد در برابر آب و گردو خاک هم محافظت می کند . نمی دانم افراد عاقل هم از آن استفاده می کنند یا نه

 

 

مرتب کننده رختخواب

این وسیله برای ملافه گذاری روی تشک تختخواب استفاده می شود

 

قلم دماغی

این وسیله بانمک روی دماغ نصب می شود و به فرد اجازه می دهد تا بدون استفاده از انگشتانش با صفحات تاچ اسکرین کامپیوتر های جیبی کار کند 

 

 

سقف دوچرخه

دوچرخه سواری هنگام بارندگی زیاد خوشایند نیست . با این وسیله می توان مانع از نفوذ برف و باران با بدن دوچرخه سوار شد

 

خنک کننده ماکارونی

ژاپنی ها  معمولا علاقه دارند ماکارونی را باچوب بخورند.این وسیله ژاپنی برای افراد تنبلی ساخته شده تا به جای فوت کردن با باد زدن ماکارونی را خنک کنند.

 

 

محافظ کفش پاشنه بلند

این وسیله برای محافظت از گیر کردن پاشنه های کفش های پاشنه بلد در اماکن مختلف است

[ دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه

همین که کنارت نفس میکشم

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه

تو زیباترین آرزوی منی

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

از این عادت با تو بودن هنوز

ببین لحظه لحظم کنارت خوشه

همین عادت با تو بودن یه روز

اگه بی تو باشم منو میکشه

یه وقتایی اینقدر حالم بده

که میپرسم از هر کسی حالتو

یه روزایی حس میکنم پشت من

همه شهر میگرده دنبال تو

همه شهر میگرده دنبال تو

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

شعر از : روزبه بمانی

دانلود آهنگ :

 http://musiceiranian.ir/download/single/ehsan-khajeamiri/naborde-ranj.mp3

[ جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

خواب، یکی از واحدهای جدید درسی در دانشگاه

فیلمبرداری ماشین عروس از نوع اکشن! اونم توی ایراااان

فلفل نبین چه ریزه ...

رفاقت هم رفاقتای قدیم که از دود و دم خبری نبود

اول بهش میگن تفریح ولی بعدش ...

یکی از صحنه های شاهکارانه رانندگی در میدان توحید تهران

رکورد که یکی دو تا نیست؛ اینم یه رکورد دیگه

یه بوس آبدار و متفاوت !

آخر عاقبت نجواهای عاشقانه !

وفاداری تا آخرین لحظه

کاریکاتور برنده به مناسبت روز مادر

[ چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

چهاردهم تیرماه روز تولد اینجانب مبارک بادخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com 

 

[ سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٠ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

تعجب

[ جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

رودخانه ی پنج رنگ، زیباترین رودخانه جهان

کانو کریستالس (Cano Cristales) اسم یک رودخانه در ایالت متا در کشور کلمبیا است که در کوهستان ماکارنا واقع شده است. این رودخانه « رودخانه ی پنج رنگ» نامیده می شود و زیباترین رودخانه جهان به شمار می ‌آید؛ چرا که زیبایی آن در هیچ کجای جهان نظیر ندارد. در بعضی از ماه های سال این رودخانه هیچ فرقی با یک رودخانه ی عادی ندارد اما در یک دوره کوتاه مدت کف این رودخانه با رنگ های قرمز، زرد، سبز و آبی تبدیل به رودخانه رنگین کمانی می ‌شود. سالانه تعداد زیادی عکاس و گردشگر برای دیدن این رودخانه ی بسیار زیبا به کلمبیا سفر می کنند.

[ دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٥:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 حدود نیم ساعتی هست که از بیرون اومدم گفتم قبل از اینکه بخوابم باید بروم وبلاگم و بروز شوم حدود چند سالی بود سینما نرفته بودم. با فرید بیرون بودیم دور خیابونها گشت می زدیم آخه دو سه روز بود همش بارون می اومد آدم دوست داشت هی بیاد بیرون به اصرار من با فرید رفتیم سینما برای فیلم جدایی نادر از سیمین(بعد از فیلم فرید ازم تشکر کرد که اصرار کنم بیام سینما)

 وقتی فیلم شروع شد از همون اول فیلم دقتم رو زیاد کردم انگار خودم اونجا بود اونقدر بازی بازیگرها حتی خانه ای که در اون بازی می شد اسبابها همه چی طوری طبیعی بود فکر می کردم خودم اونجا هستم و از نزدیک دارم زندگی روزمره اطرافیان رو می بینم فوق العاده بود  عالی نمی دونم دیگه چی بگم بازیگری تمام بازیگرها از پیرمرد تا اون دختر بچه کوچولو معرکه بود چند سالی بود فیلم به این قشنگی ندیده بودم واقعا از کارگردان و بازیگران ممنونم به خاطر فیلم زیبا و واقعی شون.

 بهتون پیشنهاد می کنم حتما برین سینما فیلم رو ببینید من حتما دوباره فیلم رو می بینم ولی نه دانلود نه کپی شما هم به احترام این فیلم زیبا یا برین سینما یا اورجینال فیلم رو بخرین خودم اهل دانلود فیلم هستم ولی این فیلم ارزش این رو داره که بری سینما یا فیلم رو بخری.(بقیه فیلم های آقای فرهادی از جمله درباره الی هم عالی هستن ولی این فیلم یه چیز دیگه ست)

 خیلی حرفها و خیلی واقعیت ها در فیلم بود به گفته کارگردان این فیلم :

 اصغر فرهادی :اصرار ندارم تماشاگران بعد از فیلم به یک پیام مشترک برسند
داستان فیلم تلخ است چون صادق است و جعل نمی‌کند

 با بازیگری : پیمان معادی - لیلا حاتمی - ساره ی بیات - سارینا فرهادی - شهاب حسینی - علی اضغر شهبازی - بابک کریمی - شیرین یزدان بخش - کیمیا حسینی - مریلا زارعی

 اصغر فرهادی با فیلم «جدایی نادر از سیمین» در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ های های بلورین بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه را به خود اختصاص داد.

همچنین در شصت و یکمین دوره جشنواره فیلم برلین، خرس طلایی بهترین فیلم به اصغر فرهادی کارگردان فیلم «جدایی نادر از سیمین» اهدا شد و خرس های نقره ای بهترین بازیگر زن و مرد نیز به تیم بازیگری این فیلم اختصاص یافت.

   

پوستر جهانی فیلم جدایی نادر از سیمین

[ جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

سلام دوستان امروز جاتون خالی بود نمی دونم تو شهر شما هم بارون بود یا نه ولی اینجا بارون بود هنوزم داره می یاد.

عصری با اینکه یه عالمه کار داشتیم طبق روال به من و فرید الهام شد که باید بزنیم بیرون و طبق روال دوربین عزیزم و پایه محترم آن و فلاکس چایی رو برداشتیم رفتیم و یک دفعه ای سر از جاده قلعه رودخان در آوردیم. وای      نمی دونید چقده خوشکل بود شالیزارهای برنج که بارون داشت اونها به رقص در می آورد به قول فرشاد برادر شوهرم (واقعا زیباست)خنده

نتونستیم تا بالای قلعه بریم چون بارون شدید بود زمین خیس و لغزنده بود. تعدادی مسافر هم اونجا بودن باورشون نمی شد بارون به این شدت اون هم اول تیرماه اینجوری بباره ساعت 7 شب بود ما خیس خیس شده بودیم این عکس ها رو بزور گرفتم آخه دوربین عزیزم خیس خیس شده بود حدود 30 تایی عکس گرفتم که به نظر خودم خیلی کم بود خلاصه اینکه جاتون خالی موقع برگشت هم دیدیم توی این هوا کباب فاز می ده رسیدیم رشت رفتیم لب آب کبابی حاج حسین دوباره جای شما رو خالی کردیم کبابو خوردیم اومدیم خونه سریع کامپیوتر رو روشن کردم گفتم تا تنور داغه وبلاگم رو بروز کنم.

(فکر کنم این بارون هدیه ای بود برای بچه های تیرماهی مثل من قلب  )

[ چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed