موج اف
 
پيوندهای روزانه

شیوه نقل و انتقال پرنده ها کاملاً با هم متفاوت است. تعدادی از آنها پرواز می کنند، بعضی می توانند خیلی خوب بدوند و بعضی شنا می کنند و برخی ترکیب آنها را انجام می دهند. بیشتر پرندگان می توانند پرواز کنند و طاووس یکی از این پرندگان است، اما آیا تا کنون پرواز این پرنده بسیار زیبا را دیده اید؟

طاووس ها به طور طبیعی همه چیز خوار بوده و عمدتا از اجزای گیاهی و گلبرگ ها تغذیه می کنند، ولی حشرات و سایر بند پایان نیز مواد غذایی مطلوبی برای آنهاست و حتی خزندگان و دوزیستان را نیز شکار می کنند. مواد گیاهی، فیبر لازم برای هضم فلس ها و استخوان های خزندگان کوچک را فراهم می کند. طاووس ها شکار گرانی اجباری هستند یعنی برای حفظ سلامت رشد و تولید مثل خود به پروتئین حیوانی واقعا نیاز دارند.

طاووس ها پرندگان جنگلی هستند که روی زمین لانه می سازند و تغذیه می کنند ولی برای استراحت بالای درختان می روند .مارهای کوچک و سایر خزندگان رژیم غذایی مطلوبی برای طاووس های وحشی هستند.

 

[ شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

بارانی بسیار زیبا از یــــخ در جنوب چین

[ چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٥:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش کارها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت
برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شکست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت
برای غنچه نشکفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداکاری برای قلب های دردمند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امیدها
م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

 

 پس: جواب سلام را با علیک بده ،
جواب کینه را با گذشت،
جواب بی مهری را با محبت،
جواب ترس را با جرأت،
جواب دروغ را با راستی،
جواب دشمنی را با دوستی،
جواب زشتی را به زیبایی،
جواب توهم را به روشنی،
جواب خشم را به صبوری،
جواب سرد را به گرمی،
جواب نامردی را با مردانگی،
جواب همدلی را با رازداری،
جواب پشتکار را با تشویق،
جواب اعتماد را بی ریا،
جواب بی تفاوت را با التفات،
جواب یکرنگی را با اطمینان،
جواب مسئولیت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بی غرور،
جواب دورنگی را با خلوص،
جواب بی ادب را با سکوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخند را با خنده،
جواب دلمرده را با امید،
جواب منتظر را با نوید،
جواب گناه را با بخشش،
و جواب عشق چیست جز عشق؟
هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار
[ دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٥:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

اوایل زندگی و دوران کودکی
استیو جابز در روز ۲۴ فبریه ۱۹۵۵ در سانفرانسیسکو متولد شد. او در منطقه Mountain View توسط زوجکلارا و پائول جابز پرورش داده شد.
پدر خوانده ی او مکانیست شرکت لیزر و مادر او حسابدار بود. بعد ها در زندگی، استیو هویت پدر و مادر واقعی خود را کشف کرد. مادرش جوآن سیمپسون دانشجوی کارشناسی ارشد در آن زمان و متخصص گفتار درمانی بود و پدرش عبدوالفتاح جان جندلی، مسلمان سوریه ای بود که کشورش را در ۱۸ سالگی ترک کرده بود. طبق گزارشات او در حال حاضر معاون رئیس جمهور کشور رینو است.

ترک تحصیل کالج
این تفکر قوی پشت بزرگترین شرکت دنیا بر خلاف تصور حتی فارغ التحصیل و حتی نزدیک به آن هم نشده، بعد از اتمام دبیرستان در کوپرتینو، کالیفرنیا شهری که در آن ستاد و مرکز شرکت اپل به نام ۱ infinite loop وجود دارد.

بعد از آن در دانشگاه هنری در پورتلند ثبت نام کرد و به دلیل فشار و مشکلات مالی فقط یک ترم آنجا ماند.در سخنرانی فارغ التحصیلیش در سال ۲۰۰۵ جابز گفت:

“من اتاق جداگانه و راحتی نداشتم، در نتیجه روی زمین اتاق های دوستام میخوابیدم، من قوطی های نوشابه را به ۵ سنت می فروختم تا بتوانم برای خودم غذا بخرم، و هر یکشنبه مجبور بودم تا ۷ مایل را در شهر طی کنم تا شب برای یک غذای خوب به معبد هاره کریشنا برسم.”

ساخت بازی آتاری
مردم با مهارت های جابز در برنامه نویسی، خلاقیت، نرم افزار و سخت افزار و تکنولوژی و موبایل آشنا بودند و همین باعث شد تا او یکی از مشهورترین و شناخته ترین بازی های آتاری را بسازد.او در سال ۱۹۷۵ بازی را به نام Breakout بر روی آتاری ساخت.

طبق گزارشات به او ۷۵۰$ برای ارتقا شغل و ۱۰۰$ اضافی برای هر تراشه ای که از کنسول حذف میکرد پیشنهاد دادند. بعد از کمک جابز به آتاری به او ۵،۰۰۰$ پاداش داده شد و استیو آن را برای بنیان گذاری شرکتش نگه داشت…
در سال ۱۹۷۳ از دانشگاه اخراج شد و در سال ۱۹۷۴ وارد دانشگاه آتاری شد.در همان سال های دانشجویی در هند به دنبال فرصت های جدید می گشت. 
سال ۱۹۷۶ شرکت اپل (Apple) را به  عنوان یک فرصت کشف کرد و در سال ۱۹۸۵ از شرکت اپل جدا شد.
در همان سال یعنی ۱۹۸۵ به شرکت نکست (next) پیوست. 
و در سال ۱۹۸۶ پیکسار (Pixar)  را خرید.
ال ۱۹۹۶ به اپل بازگشت و در سال ۲۰۰۶ پیکسار را فروخت.

او همانند نوابغ دیگری چون الکساندر گراهامبل، آلبرت انشتین و هنری فورد در یادگیری درس های عادی ناتوان بود.

او کاملا شر و شیطان بود تا جایی که مجبور شد سه سال از سال های درسش را به صورت ارائه فردی بگذارند. این گوشه از شیطنت های اوست، رها کردن مار و یا منفجر کردن بمب در کلاس درس!

شماره کارمندی او صفر بود.
شرکت اپل در مراجعه مشتریان می بایست آنان را به کارمندان شماره دار ارجاع دهد و نام و نشان آنان مشخص باشد. این امر همچنین در استخدام کارمندان منظور می شود. 
استیو که در ابتدا به عنوان مهندس پایه دو به استخدام شرکت اپل در آمد و نمره یک داشت بعد از آن به نمره دو ارتقا یافت اما بعد از مدتی به دلیل اعتراضات مداوم او نمره کارمندی او به صفر رسید

او اولین بار در سن ۱۲ سالگی با کامپیوتر آشنا شد:
شخصی به نام لری لنگ، مهندس شرکت هولت پکارد، کامپیوترش را به او نشان داد و او بلافاصله یکی از همان را خواست.  
او در خاطراتش عنوان می کند که ،” در ابتدا فکر کردم خیلی چیزتمیز و شسته و رفته ای است، یکجوری کاملا می خواستم داغون و کثیفش کنم.” !


او عاشق خطاطی و خوشنویسی بود

بعد از آن که از کلاس های  درسش اخراج می شد به سر کلاس های خوشنویسی می رفت و در این زمینه استاد شده بود. یکی از فونت های خوشنویسی ایده او است که از همین کلاس ها تاثیر پذیرفته است.

او مرد مرتبی و تمیزی به لحاظ ظاهر نبود
زمانی که دردانشگاه آتاری بود به شیفت شب منتقل شد، زیرا به لحاظ نظافت و بهداشت شخصی بسیار ضعیف بود و بوی نامطبوعی می داد.

او اولین کت و شلوارش را در ۲۲ سالگی خرید.
آن هم اولین بار این دست لباس را برای نمایشگاه کامپیوتر خریداری کرد که به دعوت شرکت اپل بود.

لباس روزانه اش یا به قولی تیپش :
یک تی شرت مشکی، شلوار جین ( که بالغ بر ۱۰۰ عدداز آن را دارد!)، کفش ورزشی (سایز ۱۴ اروپایی)

یکبار ادعا شد که مرده است:
در سال ۲۰۰۸ اخبار بلومبرگ شایع درگذشت او را پخش کرد و به سرعت این خبر در سراسر اینترنت پیچید.

او را می توان به نحوی میوه خوار نامید:
یکی از دلایلی که شرکت به نام اپل نامگذاری شده است این است که اپل میوه مورد علاقه او است. او و همسرش هر دو به هیچ عنوان محصولات حیوانی را مصرف نمی کنند.


او توانسته رئیس شرکت پپسی را به کار گرفته تا برای شرکت اپل کار کند

او توانست تنها با یک جمله او را متقاعد کند که پپسی را رها کند و برای اپل کار کند: آیا می خواهی تا آخر عمرت به دنیا آب و شکر بفروشی یا می خواهی دنیا را متحول کنی؟

و اما درآمد او:
به ازای مدیر اجرایی اپل سالانه:  ۱$ !!! به ازای سهام والت دیزنی سالانه: ۴۸ میلیون دلار،او صد و سی و ششمین فرد پولدار در جهان است.
ارزش خالص دارایی وی :۵٫۵ میلیارد دلار، رتبه ۱۳۶ در سال ۲۰۱۰ در سایت Forbes درمیان میلیونر های جهان.

او اهل شوخی خارج از عرف هم بود:
حین بهره برداری از تلفن همراه iPhon در مک وورد در سال ۲۰۰۷ با یکی از گرانترین و معروفترین کافی شاپ های ایتالیایی در سیاتل امریکا تماس می گیرد و ۴۰۰۰ عدد نسکافه ی ویژه سفارش می دهد!


روحش شاد و یادش همیشه گرامی …..  

[ جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

وقتی پدر خانواده عکاس باشد

بقیه عکس ها در ادامه مطالب


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم.

                                                      مرحوم حسین پناهی

[ دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 جوجه‌پنگوئن برهنه‌ای که در آکواریوم لیائونینگ چین از سوی والدینش طرد شده و در حال مرگ بود، با تلاش کارشناسان آکواریوم توانست سلامت خود را بازیابد و با رشد پرهایش دوباره به گروه پنگوئن‌ها برگردد.

 این جوجه‌پنگوئن 17 آگوست / 25 مرداد گذشته به‌دنیا آمد و به‌خاطر ضعف قوای بدنی و نداشتن پر (که آن‌را برهنه کرده بود) از سوی پدر و مادرش رها شد. به گفته کارشناسان آکواریوم، پنگوئن‌های والد او را روی یخ‌ها رها کرده بودند تا از گرسنگی و تشنگی بمیرد. کارشناسان که حدس زده بودند سوء تغذیه شدید عامل برهنگی و ضعف قوای جسمانی این جوجه است، چند بار سعی کردند او را به خانه‌اش بازگردانند، اما پنگوئن‌های والد به او بی‌توجهی کرده و حتی بیرونش کردند.

درنهایت، کارشناسان تصمیم گرفتند جوجه را خودشان بزرگ کنند! پس از یک ماه غذا دادن به این جوجه، قوای جسمانی او بازگشت و حتی نیز پوشیده از پر شد.
کارشناسان برای بار آخر سعی کردند جوجه پنگوئن را به خانواده‌اش برگردانند که این بار، پنگوئن‌های والد نیز او را پذیرفتند.

[ شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٧ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح  خودتان  و توپ لاستیکی همان کارتان است.کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

[ سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران، سرودش باد
جامه اش شولای عریانی ست.
ور جز اینش جامه ای باید،
بافته بس شعله زر تار پودش باد
گو بروید، یا نروید، هر چه در هر جا که خواهد
یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست.
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست .
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید،
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.
باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز .
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها، پاییز

                                                   مهدی  اخوان ثالت

[ یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٧ ‎ق.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed