موج اف
 
پيوندهای روزانه

[ سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

مژگان عزیز این صفحه رو به مناسبت شب یلدا سالروز آشناییمون تقدیم می کنم . چند روز بود میخواستم این کار را انجام بدم ولی فرصت نداشتم گرچه صفحه آرایی و گرافیک و ... به مانند شما زیبا نیست اما تمام تلاشم رو انجام دادم امبدوارم خوشت بیاد

تشکر از همسرم (مژگان)

 متشکرم برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

 برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی.

 برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی.

برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی.

 برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

 برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.

 برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

 برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

 برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی.

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم" .

 برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

 برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

 برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

 برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

 برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

 برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

 به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که:

 لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم "

 آغوش من همیشه برای تو باز است.

 همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم.

 همیشه پشتیبانت هستم.

 من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود،

 فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

 می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

 من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

 در دنیا تو از هرکسی برایم مهم تر هستی.

 همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

 همین الان در فکر تو هستم.

 تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

 من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب کن.

 تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری

 از طرف فرید

[ جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٦:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

1- فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

2- از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

3- روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

4- هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان‌ آید.

5- مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

6- سوالات درست را به شیوه صحیح از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

7- به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

8- سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟- آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

9- وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

10- همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی کرده و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.

11- خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند، متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند.

12- بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.

13- به‌وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می‌کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

14- بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.

15- در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.

16- آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند.
آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.

17- همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

18- دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

19- ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.

20- با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

21- منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

22- وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند.

23- بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

24- ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.

25- برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

26- در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

27- ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.

28- تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول و موفقیت مترادف هم نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

29- اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

30- از خودشان مطمئن هستند.

[ سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند. لطفا به این ماجرا که دوستم برایم روایت کرد توجه کنید:
او میگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.

زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.
آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد میدانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.
آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.
ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند.

من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسیده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم. هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم...

وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.
چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.
کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.

و در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.
هیچ چیز در زندگی مهمتر از خانواده نیست.
زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.

[ یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٤:٥٢ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 این بابا رفته توپ گلفشو بیاره این بلا سرش اومده

.

.

.

درادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

همواره از سال‌ها پیش یعنی درست زمانی که ویندوز ایکس‌پی محبوب، در اکتبر سال ۲۰۰۱ برای اولین بار قلب رایانه‌های ما را تسخیر کرد، تصویر پشت صحنه یا همان والپیپر پیش‌فرض ویندوز که چمنزاری سبز با آسمانی آبی و چند تکه ابر را نشان می‌داد توجه ما را به خود جلب کرده است. 

 احتمالا پیش از این چندین گزارش از اینکه این چمنزار در کجا قرار دارد خوانده‌اید و ما نمی‌خواهیم روایتی تکراری را برای شما بازگو کنیم و در این مطلب قصد داریم چگونگی خلق این تصویر و عکاس ان را به شما معرفی کنیم.

چاک اوریر نام عکاس این تصویر است که پس از مدتی و هنگامی که از سوی مایکروسافت به عنوان تصویر زمینه ویندوز ایکس‌پی مورد استفاده قرار گرفت، عنوان پربیننده‌ترین تصویر جهان را به خود اختصاص داد. اما داستان این عکس روایتی جالب‌تر است.

 

اوریر در این خصوص می‌گوید که وی در سالی که این تصویر را عکسبرداری کرده هفته‌ای چند بار از این مسیر عبور می‌کرده است اما هنگامی که در ماه ژانویه و برای دیدن دوست‌دختر خود از این مسیر در حال عبور بوده با این منظره در منطقه سونوما در ناپا در ایالت کالیفرنیای شمالی روبرو شده است.

 

بسیاری از مردم وقتی منظره‌ای زیبا را می‌بینند تنها به تحسین آن می‌پردازند و عده‌ کمی وجود دارند که ایستاده و از این گونه مناظر عکسبرداری کنند اما عکاس سابق مجله نشنال جئوگرافیک با دیدن چمن‌های سبز و آسمان آبی و نور خورشید شفاف و تکه ابرهای موجود در آسمان آنقدر مدهوش شده بود که بلافاصله دوربین خود را به کار بیندازد.

مطمئنا او حتی لحظه‌ای هم به این نمی‌اندیشیده که تصویری که در حال ثبت کردن آن است پربیننده‌ترین تصویر جهان خواهد شد..

چند سال بعد وقتی او عکاس مشهوری شد، کمتر کسی به فکر استفاده از تصاویر در زمینه دسکتاپ بود  اما اکنون بیش از یک میلیارد نفر این تصویر را دیده‌اند اگر چه برخی از این تعداد به این تصویر بخوبی دقت نکرده‌اند.

 

وی پس از آن بسیار عادی با این عکس برخورد کرده و حتی ان را فراموش کرده بود تا آنکه مسئولان وب‌سایت کوربیس در تماس با او اعلام کرده‌اند که مایکروسافت خواهان تصویر ارجینال این عکس شده است.

با اینکه چندین سال از انتخاب این تصویر از سوی مهندسان مایکروسافت به عنوان تصویر زمینه پیش‌فرض ویندوز ایکس‌پی می‌گذرد ااما هنوز این عکاس ۶۹ ساله بر محرمانه بودن مبلغ قرارداد منعقد شده میان او و مایکروسافت پایبند است و البته قیمت آن چندان هم مهم نیست چرا که هنوز گزارش‌ها این تصویر را گران‌قیمت‌ترین تصویر عکاسی شده در جهان می‌دانند.

[ جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٢ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
کشف شده که حرکت انگشتان دست برای درمان اعجاز می کند، 
یک تمرین ساده روزانه که می توان در هر ساعتی انجام داد، مزایای زیر را دارد:
 
درمان افسردگی و استرس
 تنظیم فشار خون
 تولید سروتونین، یعنی انتقال دهنده های عصبی، که لذت و شادی را افزایش می دهند 
فعال کردن گردش خون 
درمان وحشت زدگی
رفع ترس وهراس
و بسیاری مزایای دیگر و .....
.
.
در ادامه مطالب

ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

 

«توماس اشتولتز هاروی»، پزشک بیمارستان پرینستون، ساعاتی پس از مرگ انیشتین در سال 1955، بر روی پیکر وی کالبد شکافی انجام داده بود. وی البته بدون اجازه خانواده این دانشمند مشهور به حفظ مغز او پرداخته و سپس آن را برای مطالعه به صدها نمونه بر روی اسلایدهای میکروسکوپی تقسیم کرد.

موزه «موتر» فیلادلفیا قرار است در آینده‌ای نزدیک، اسلایدهای حاوی برشهای نازکی از مغز انیشتین را به نمایش بگذارد که برای دهه‌ها، نزد یک نوروپاتولوژیست نگهداری می‌شد.

به نوشته روزنامه Philadelphia Inquirer، «لوسی رورکه آدامز» از بیمارستان کودکان فیلادلفیا در اواسط دهه 1970، جعبه‌ای حاوی 46 اسلاید از همسر یک فیزیکدان فقید دریافت کرد که به آماده‌سازی نمونه‌های مغزی کمک کرد.

«توماس اشتولتز هاروی»، پزشک بیمارستان پرینستون، ساعاتی پس از مرگ انیشتین در سال 1955، بر روی پیکر وی کالبد شکافی انجام داده بود. وی البته بدون اجازه خانواده این دانشمند مشهور به حفظ مغز او پرداخته و سپس آن را برای مطالعه به صدها نمونه بر روی اسلایدهای میکروسکوپی تقسیم کرد.

این موضوع و سفر عجیب مغز انیشتین، در کتاب «سفر آقای آلبرت» نوشته «مایکل پاترنیتی» بطور دقیق شرح داده شده است.

هاروی و دیگر محققان، چیز عجیبی در اندازه مغز انیشتین پیدا نکرده، اما شواهدی وجود دارد که مغز وی از سهم سلولهای گلیال بیشتر از انتظار برخوردار بوده است. سلولهای گلیال در حفاظت از ارتباط بین نورونها نقش مهمی ایفا می‌کنند.

«رورکه آدامز» که پژوهش وی بر تفاوت‌های سلولهای مغزی در سنین مختلف تمرکز دارد، اظهار کرده که مغز انیشتین در زیر میکروسکوپ بسیار جوان به نظر رسیده و هیچ کدام از تغییرات مرتبط با پیری را نشان نداده است.

[ یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

این عکس ها رو  همین الان از پنجره خونمون گرفتم داغه داغه . از دیشب همین جوری داره برف می یاد خیلی قشنگه خدا کنه فقط خسارتی نداشته باشه . جای دوستان خالی که خیلی وقته برف رو ندیدن عینک البته تو شمال هم همیشه برف نیست بیشتر بارونه

 

[ جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed