موج اف
 
پيوندهای روزانه

[ دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
[ دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

محمد معین به افق می نگرد

[ جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

محمد معین جیگر همراه دوچرخه فضایی

[ جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

[ جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

[ سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٤:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

جای امیدواریست. اگر من اینچنین نیستم، دست کم  کسی هست که اینچنین باشد. 

 

آخر مسابقه بود و دونده ی اسپانیایی می بیند که دونده ی کنیایی خیلی آرام دارد می دود، متوجه می شود که کنیایی فکر می کند مسابقه تمام شده است.

برای همین به جای این که یک برد غیرمنصفانه بدست بیاورد،  می رود پشت حریفش و خط پایان را نشانش می دهد.

توی مصاحبه اش هم گفته است که وقتی دیدم سرعتش رو کم کرد، می دانستم که می توانم از او جلو  بزنم و برنده باشم. اما این پیروزی حق من نبود. برای همین رفتم سمتش و خط پایان را نشانش دادم و او توانست اول بشود که البته لایق برنده شدن هم بود.

[ جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم.

[ جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٦:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed