موج اف
 
پيوندهای روزانه

یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها با خواهرم

 یواشکی بابام رو نگاه می کردیم...
ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود
 که روی فرش ریخته شده بود...
من و خواهرم حسابی به این کارش می خندیدیم !
چون می گفتیم چه کاریه ؟! ما که هم جارو داریم هم جارو برقی !!!
چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم
 فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم
 یهو به خودم اومد دیدم که
 یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم...!
[ جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٧:٤٢ ‎ب.ظ ] [ مژگان. ف ف ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست.
موضوعات وب
RSS Feed